فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
77
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
گردن بند گردون به جوهر نامدار خورشيد ثاقب توشيح پذيرفتى انوار قرص خورشيد از اكتاف بيضهء زمين انتشار يافتى و اشعهء عالم گير آفتاب بر اطراف و انحاء آفاق تافتى سايه و خورشيد در مقام تعادل و ظل و شعاع در كشاكش تبادل آفتاب در وسط اوج و افق ناظر مناظر طرفين و شعاع روز افزون شارقهء آسمان طالع از وسط مشرقين . ابيات [ در ] وقت چاشت چاشت چون سايه نيم كاست شده * طرف خطّ نور راست شده سايه دامن كشان ز سطح زمين * قوّتى يافت شاه كشور چين در تعادل ظلام سايه و نور * جور هر يك ز ديگرى شده دور نى همه آفتاب تابان بود * سايه را هم وجود اعيان بود اين فقير با جماعتى از علماء ماوراء النهر و روم و خراسان كه ملازم آستان عالى آشيان و صاحبان مناصب جليل الشأن و موصوف بانواع فضايل نفسانى و معروف بخواص آثار انسانى بودند در حواشى موكب خود را معروض التفات حضرت خان عالى مكان ساختيم و جهت استفاده از خاطر همايون و استفاضه از انوار معارف روز افزون سر خدمت در موكب جلالت بر مىافراختيم و در معرض خدمت و صدد اظهار ملازمت در مىآمديم . گاه انواع حكايات مشتمله بر وقايع ايام سالفه در ميان بودى و گاه جزايل فوايد و نكات علوم مباحثه شدى بعضى از آن فوايد انشاء اللّه درين مقام سمت گزارش يابد و التوفيق من اللّه الاحد .