مارسل بريون ( مترجم : ذبيح الله منصورى )
1
منم تيمور جهانگشا ( فارسى )
فصل اول دوره كودكى و تحصيل نزد شيخ شمس الدين نام پدرم ( ترقائى ) بود و جزو ملاكين كم بضاعت شهر ( كش ) بشمار ميآمد ولى بين مردم آن شهر احترام داشت . قبل از اينكه من متولد شوم پدرم خواب ديد كه مردى نيكومنظر ، مثل فرشته ، مقابلش نمايان شد و شمشيرى بدست پدرم داد . پدرم ، شمشير را از آن مرد گرفت و از چهار سمت به حركت درآورد و بعد از خواب بيدار شد ظهر روز بعد ، پدرم براى اداى نماز به مسجد رفت و مثل روزهاى ديگر ، به ( شيخ زيد الدين ) امام مسجد محله ما اقتدا نمود و نماز خواند . بعد از خاتمه نماز خود را به شيخ ( زيد الدين ) رسانيد و خواب شب گذشته را برايش حكايت كرد . شيخ از پدرم پرسيد چه موقع از شب اين خواب را ديدى ؟ پدرم گفت نزديك صبح شيخ ( زيد الدين ) اظهار كرد تعبير خواب تو اين است كه خداوند به تو پسرى خواهد داد كه با شمشير خود جهان را خواهد گرفت و دين اسلام را در سراسر جهان توسعه مىدهد زنهار كه از تربيت آن پسر غفلت نكنى و بعد از اينكه متولد شد وادارش كن درس بخواند و خط بنويسد و قرآن را به او تعليم بده . سال ديگر من متولد شدم و پدرم نزد امام مسجد رفت و با او راجع باسم من مشورت كرد و امام گفت اسم پسرت را تيمور بگذار كه به معناى ( آهن ) است . توضيح - از شگفتىها اين است كه عدهاى از جهانگشايان داراى نام فلزات بودهاند و ( آتيلا ) ( از ريشه - اتزل ) به معناى آهن است و اسكندر در ريشه اصلى به معناى مفرغ مىباشد و تيمور هم به معناى آهن است و در دورهء ما نيز رهبر سابق شوروى استالين يعنى پولاد نام داشت - مترجم ) پدرم ميگفت روزى كه من نزد امام مسجد رفتم كه راجع به انتخاب اسم فرزندم با او مشورت كنم وى مشغول خواندن قرآن بود و سورهء شصت و هفتم قرآن را مىخواند و به اين آيه رسيد ( آيا نمىترسى كه خداى آسمانها زمين را زير پاى تو بگشايد و بلرزه درآيد ) . كلمه ( بلرزه درآيد ) در قرآن ، به زبان عربى ( تمرو ) مىباشد و اين كلمه در تلفظ ، نزديك است به كلمه ( تيمور ) و به همين جهت شيخ ( زيد الدين ) تيمور را براى اسم من انتخاب كرد اولين چيزى كه از دوره كودكى به ياد دارم صداى مادرم مىباشد كه روزى بپدرم گفت اين بچه چپ است و با دست چپ كار مىكند . . ليكن به زودى معلوم شد كه من نه چپ هستم نه راست بلكه با هر دو دست كار ميكردم و بعدها