معين الدين نطنزى

64

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

ارغون خان [ در ] رمضان سنهء سبع و ثمانين و ستّ مايه ( 687 ه / 1288 م ) باز لشكرى گران از آن ايشان بيامد ، مقدم ايشان تماتوقتا و نوقا ، و ارغون خان از قشلاق ارّان روى به يايلاق آورده بود . چون خبر وصول ايشان شنود مراجعت كرد . لشكر فرستاد تا مصاف دادند . و از مقدمان لشكر ايشان تولورتاى را با بسيارى بكشتند و باقيان منهزم بازگشتند . و از آن وقت بازگرد منازعت نگرديدند و ظاهرا دعوى دوستى مىكنند و به هر وقت ايلچيان را به اعلام احوال با تحف و هدايا مىفرستند . ذكر جلوس تودا مونككا چون مونككا تيمور بعد از آنكه شانزده سال پادشاهى كرد در تاريخ سنهء احدى و ثمانين و ستّ مايه ( 681 ه / 1282 م ) وفات يافت ، تودا منككو ، پسر سيّوم توقان ، به همان تاريخ بر تخت بنشست و مدتى پادشاه بود . بعد از آن پسر [ ان ] منككو تيمور الغو و طغريل و پسران داربو كه پسر مهين ( توقان بود ) ، توقابوقا و كنجك بوكا ، منككو را به علت آنكه ديوانه است از پادشاهى معزول كردند و خويشتن به مشاركت مدت پنج سال پادشاهى كردند و توقتا پسر منككو تيمور را قصد كردند . از ايشان بگريخت و پناه پيش بيليخجى ، پسر بركاجار برد و نزد نوقاى پيغام فرستاد كه : عم‌زادگان قصد خون من مىكنند ؛ و تو آقائى ، التجا به تو مىآرم تا دست تطاول ايشان از من كوتاه كنى . نوقاى چون واقف شد غيرت در او اثر كرد و از ولايت اروس و لاخ و كهرب كه خود فتح كرده بود و يورت ساخته اظهار تمارض كرده روان شد . و از آب اوزى بگذشت و به هر هزاره [ و ] امير كه مىرسيد ايشان را استمالت مىداد و مىگفت : گاه پيرى در مىآيد . ترك عناد و فتنه و جدل كرده‌ام و با هيچ آفريده سر گفتار و انديشهء كارزار ندارم ، ليكن مرا از صاين خان يرليغ است كه در اوروق و الوس او اگر كسى بىراهى كند و اولوس را پريشان دارد آن سخن را پرسيده دلهاى ايشان را با همديگر موافقت دهيم . هزارها و لشكريان چون اين نصايح مىشنيدند و از او اشفاقى در حق خود مىديدند تمامت مطيع او گشتند .