معين الدين نطنزى

56

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

متوجه اردو گشتند . سلطان محمد الجايتو فرمان فرمود كه فلك الدين مسعود حاكم ولايات باشد و او را به اتابكى لقب كنند و عز الدين محمود حاكم املاك انجو باشد ، و اين معنى به واسطهء آن بود كه سلطان نمىخواست كه يك لحظه عز الدين محمود از نظر او غايب باشد ، بر خلاف معهود حسن او موجب زوال مملكت او شد . بعد از مدتى كه سواد خط اطراف ولايت خوبى او را فروگرفت سلطان محمد حكومت ولايات و املاك انجو به يك قلم به دو ارزانى داشت و به حكومت لرستان فرستاد . و مدتى آن مملكت در كنف معدلت او بياسودند . [ دولت خاتون ] و هم در آن تاريخ كه سلطان محمد به جوار رحمت حق پيوست او نيز موافقت كرد . بعد از او زنش دولت خاتون كه ملكهء عهد و خواندگار عصر خود بود ، به‌جاى شوهر خود به حكومت نشست . اما به واسطهء عفتى كه داشت و روى از همه خواص و عوام مىپوشيد كارش متمشى نشد ، و حكام مغول به اسم باسقاقى بيامدند و رعيت را نيز حضورى نماند . [ عز الدين حسين ] چون نوبت دولت به سلطان ابو سعيد رسيد عز الدين حسين را كه برادر دولت خاتون بود ، به حكومت لرستان نصب كرد . عز الدين حسين به مرور ديگربار مملكت لرستان را به ضبط آورد و دست قوى را از ضعيف كوتاه گردانيد ، و مدت چهارده سال طريقهء يك جهتى اردو و صلاح‌انديشى مملكت و رعايت رعيت را شعار و دثار خود ساخت . مردمان در كنف رأفت و مرحمت او مرفه شدند ، و تمامت آن كوه و صحرا در گله و رمه مستغرق گرديد . وزارت خود را به خواجه محمد چاغرى رجوع كرد . و مدت چهارده سال به استقلال و اختيار ممالك لرستان را به تيغ و قلم ضبط نمود . بعد از آن وفات يافت .