معين الدين نطنزى

52

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

شد و مترصد آن گشت كه نيم خورد خود را به دو دهد . خليل دريافت و به بغداد گريخت . شرف الدين ابو بكر بعد از سه روز ديگر به همان مرض فرورفت . [ عز الدين گرشاسف ] بعد از آن برادرش عز الدين گرشاسف حكومت لرستان را به دست فروگرفت و زن برادر را كه خواهر شهاب الدين سليمان شاه بود ، در حباله آورد . چون اين اخبار به بغداد رسيد ديگربار حسام الدين خليل آهنگ لرستان كرد . عز الدين با لشكرى گران سر راه او بگرفت . خليل هرچند كه در صلح زد تا باشد كه رخصت مراجعت يابد به جائى نرسيد . ناگاه لران به يك بار از عز الدين روىگردان شده به حسام الدين خليل پيوستند . عز الدين بشكست و روى به قلعهء كريت نهاد . [ حسام الدين خليل ] حسام الدين خليل جمعى را از راه ديگر به تعجيل روان كرد ، تا سر راه او بگرفتند ، و خود متعاقب فروراند . زن عز الدين ، ملكه خاتون ، در قلعهء كريت بود . چون كيفيت حال شوهر [ خود ] معلوم كرد عرضه داشتى مشتمل بر انواع تضرع بنوشت و شوهر خود را شفاعت نمود . حسام الدين ملتمس او را مبذول داشت و به جان امان داد . عز الدين بيامد و ملكه خاتون نيز قلعه تسليم كرد . حسام الدين خليل به جهت آنكه او را اطمينانى باشد عز الدين گرشاسف را ولى عهد خود ساخت و مدت يك سال به طريقه‌اى معاش كرد كه عز الدين بر خليل اعتماد كرد . و روزى بىحشم و خدم در خلوت حسام الدين درآمد . حسام الدين خليل آن فرصت را غنيمت شمرد . اشارت كرد تا هم در مجلس پاره‌پاره كردند . ملكه خاتون پسران خود را پنهان به نزد برادر خود شهاب الدين سليمان شاه ايوه‌اى فرستاد ، و التماس كرد كه خون شوهر او بازخواهد . چند كرت ميان شهاب الدين سليمان شاه و حسام الدين خليل جنگهاى بسيار واقع شد و در همه كرت سليمان شاه انهزام يافت ، و بعضى از ولايت كردستان نيز داخل مملكت حسام الدين خليل شد .