معين الدين نطنزى
50
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
او را هم برقرار حاكم لرستان گردانيد . مدّت سى سال ديگر حكومت كرد و در زمان حيات خود بدر الدين نام ، پسر خود را ، ولىعهد گردانيد . در عصر او حاكم ولايت بيات يكى از اتراك بود ، و پيوسته تاخت تركانه به سر ولايات لرستان مىآورد ، و انزعاجى تمام از ممر او به حال ايشان راه مىيافت . شجاع الدين خورشيد پسر خود بدر الدين را به دفع آن ترك فرستاد تا قهرا و قمعا شرّ او را كفايت آورد ، و ولايت بيات نيز اضافهء لرستان شد . بعد از آن سيف الدين رستم كه برادرزادهء شجاع الدين خورشيد بود ، غدر كرد و با او چنان نمود كه بدر الدين از طول مكث حيات او ملول است و مىخواهد كه او را دفع كند . شجاع الدين خورشيد از غايت پيرى و خرفى آن سخن مجوف را باور كرد و به كشتن پسر مثال داد . سيف الدين رستم با خود انديشيد كه : بعد از قتل بدر الدين اگر شجاع الدين پشيمان شود و از رخصتى كه داده است انكار نمايد هرآينه به جهت انتقام پسر به قصد من نيز رضا دهد . پس به هر حيلهاى كه بود به نسيان ، انگشترين او بستد و بعد از آن بدر الدين را بكشت . بعد از چندگاه خورشيد استفسار حال پسر خود كرد ، كيفيت را باز نمودند . غم مرگ فرزند اضافت علت پيرى شد و بعد از صد سال كه عمر يافته بود در احدى و عشرين و ستّ مايه ( 611 ه / 1214 م ) به مفاجاة فرورفت . [ سيف الدين رستم ] بعد از آن سيف الدين رستم به حكومت نشست . پسر بزرگتر بدر الدين بن شجاع الدين خورشيد كه حسام الدين خليل نام داشت ، به ملازمت دار الخلافه رفت . سيف الدين رستم مستولى شد و در عمارت و زراعت بكوشيد و مملكت را چنان آبادان گردانيد كه مطلق لرستان در سايهء معدلت او رشك جنان گشت . در عهد او زنى به عوض هيمه ، خوشهء جو به آتش همى سوخت . سيف الدين رستم از او باز خواست كرد . زن گفت : به واسطهء آن معنى اين حركت مىكنم كه بعد از تو بازگويند كه رخص در عهد سيف الدين رستم به مرتبهاى بود كه جو به جاى هيمه در تنور