معين الدين نطنزى
42
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
انفعال ، نيم شبى بىرخصت بازگرديد و به لرستان آمد . هلاكو خان بعد از فتح بغداد كيتبوقانويان را بر اثر او فرستاد كه تا گرفته به درگاه بياورد . اتابك تكله متحير فروماند . برادر او شمس الدين الب ارغون هزارسف از غايت پيشبينى كه داشت به اتابك تكله گفت : مصلحت در آن است كه مرا پيش پادشاه فرستى تا باشد كه رضاجوئى كنم و اين دغدغه مرتفع شود . اتابك تكله گفت : مصلحت چنان است . چنان كرد . شمس الدين در كنارهء سرحد به لشكر مغول بازخورد . او را مقيّد كرده عازم لرستان شدند . تكله از غايت توهم پناه به قلعهء مانكرد برد . هرچند كه امراء مغول در استمالت و مواعيد مبالغه نمودند اعتماد نكرد تا زمانى كه هولاكو خان انگشترى خود را به دو فرستاد . بعد از آن تكله به تبريز رفت . چون يارغوى او داشتند ناگاه ظاهر شد كه او را در خفيه مفاوضهاى در ميان بوده ، و اين تخلف به واسطهء آن كرده . بعد از ثبوت اين گناه اتابك تكله به سياست رسيد . [ اتابك شمس الدين الب ارغون ] و هلاكو خان حكومت لرستان را به اتابك شمس الدين الب ارغون [ هزارسف ] تفويض فرموده . چون شمس الدين به لرستان آمد ولايت [ را ] خراب و رعايا [ را ] آواره شده ديد ، تا يك دو سال از خراج و جهات قطع قمع كرد و به حسن تدبير به زراعت و عمارت اشتغال نمود . ديگرباره مجموع لرستان به قرار اول بيامد . و يك سبب آبادانى ولايت آن شد كه اتابك شمس [ الدين ] به رسم مغول قاعدهء ييلاق و قشلاق پيشگرفت ، چنانچه زمستان به ايدج و شوش قيشلاميشى كردى و تابستان به كوه زردك كه منبع زندهرود است بيامدى ، تا چهارواى لشكريان را احتياج به جو نبودى و رعيت جور هركس و ناكس نكشيدندى . پانزده سال بدين منوال حكومت كرد و در سنهء سبعين ستّ مايه ( 670 ه / 1272 - 1273 م ) به رحمت حقّ پيوست . [ اتابك يوسف شاه ] [ بعد از او پسرش ] اتابك يوسف شاه كه ملازم درگاه آباقا خان بود با منشور