معين الدين نطنزى

28

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

ذكر سلطان حجاج بن قطب الدين چون حكومت نسبت با او موروثى بود به يرليغ منكو قاآن بر سرير مملكت متمكن شد و ولايت عهد به دو مفوض گشت و به واسطهء آنكه هنوز طفل بود زن پدر او متعهد امور دولت و ملتزم حكومت و مدبر مملكت شد ، و بدين شغل شريف اشتغال نمود . دختر خود پادشاه خاتون [ را ] به نكاح اباقاى خان عقد كرد تا به جهت تعصب و حمايت او قوى حال شد . و در رفاهيت معاش گذرانيد و كامرانى كرد . بعد از آنكه پانزده سال از سر تمكن و استقلال هرچه تمام‌تر مباشر اين امر شد پسرش سلطان حجاج به حد بلوغ رسيد و نهال دولتش برومند و سرافراز گشت . مفسدان افساد كردند و بين الجانبين مخالفت و وحشت انگيختند و در ميان فرزند و مادر غبارى پيدا شد . ناگاه روزى سلطان حجاج از سرمستى در بزم عيش و مجلس طرب فرمود تا قتلغ تركان در رقص آمد ؛ اگرچه به اكراه بود فامّا چون مشاهده كرد كه او در حين مستى است مخالفت جايز نداشت و متابعت كرد . امرا و اركان دولت و تابعان و اعيان حضرتش به يك بار بخروشيدند و گفتند : پيراند چرخ و اختر و بخت تو نوجوان * آن به كه پير نوبت خود با جوان دهد قتلغ تركان از آن انفعال رنجشى تمام به خود راه داد ، و هم از مجلس در روز متوجه درگاه ابقا خان شد . و كيفيت اهانتى كه ديده بود به دختر خود بگفت تا دخترش پادشاه خاتون « 1 » به وقت فرصت با شوهر بگفت و مبالغه نمود ، تا حكم يرليغ به نفاذ پيوست كه من بعد حجاج پيرامون حكومت كرمان نگردد و به اختيار قتلغ تركان بگذارد . بعد از مراجعت قتلغ تركان حجاج از لجى كه بر مزاج او غالب بود به خفيه التجا با اولاد اوكتاى خان كرد ، تا مگر به وسيلهء مدد ايشان ديگرباره حكومت يابد . قتلغ تركان محضرى در اين باب به گواهى اصول كرمان به درگاه اباقا خان فرستاد . اباقا خان را نايرهء غضب در حركت آمد و يرليغ شد كه حجاج را مقيد به اردو بياورند بيچاره را خبر شد ، و پيش از وصول ايلچيان در سنهء ستّ [ و ستّين ] و ستّ مايه ( 666 ه / 1267 - 1268 م ) بگريخت ، و به دهلى رفت ؛ و مدت ده سال در آنجا

--> ( 1 ) . برخى جاها : پاشاه خاتون .