معين الدين نطنزى

27

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

[ منكو ] قاآن بازنمود ، و يرليغ شد كه مبارك خواجه را طوعا و كرها به درگاه [ منكو ] قاآن بردند ، و قطب الدين نيز متوجه اردو شد . چون يارغوچيان تفحص نمودند و گناه مبارك خواجه به ثبوت پيوست به قطب الدين سپردند تا به دست خود در سنهء احدى و خمسين و ستّ مايه ( 651 ه / 1253 م ) هلاك گردانيد ؛ و سلطنت كرمان قطب الدين را صافى شد . و در اين حين كه قطب الدين در اردو بود شخصى به صورت سلطان جلال الدين در كرمان دعوى خوارزمشاهى كرد و جمعى را از مشاهير به دعوت خود آورد . قضا را در اثناء آنكه خروج كنند قطب الدين برسيد و هم از گرد راه بر سر ايشان بدوانيد . آن شخص مجهول بگريخت و جمعى كه با او متفق شده بودند به سياست رسيدند ؛ و به اسهل وجوه آن آشوب فرونشست . به واسطهء مخالفت قطب الدين و مبارك خواجه احشام بلوچ بر نواحى ولايات مستولى شده بودند ، و چه به دزدى و چه آشكارا اهالى ديه‌ها را فرومىگرفتند . سلطان قطب الدين به يك دو شبيخون آن همه احشام غلبه را تارومار گردانيد و شرّ ايشان را از سر مسلمانان دفع كرد . و در اين كرت دوم مدت شش سال به كام دل و مراد خاطر و به عدل و داد مملكت را معمور و آبادان گردانيد . و بعد از آن به تاريخ ماه رمضان سنهء خمس و خمسين و ستّ مايه ( 655 ه / 1257 م ) وفات يافت « 1 » .

--> - جغتاى محترم و مورد توجه بود و يك‌بار براق خان مغول پادشاه ماوراء النهر او را به رسالت نزد آباقا خان فرستاد ، با آنكه آباقا خان در حق او بدگمان شده بود و درصدد دستگيريش برآمد ، بر او دست نيافت . مشهور است كه وى در اين سفر با شمس الدين جوينى به سردى برخورد كرد و او را از روى تكبر بيآزرد . وى در عمارت اكتاى قاآن و منكو قاآن وزير و صاحب اختيار ولايت ماوراء النهر بود و در اواخر عمر براق خان از وى رنجيده و به قيدو خان پيوست . ( 1 ) . قطب الدين سلطان دو پسر و چهار دختر داشت ، پسران : حجاج سلطان و سيورغتمش سلطان بودند و دختران : بىبى تركان بزرگترين دختر قطب الدين سلطان از قتلغ تركان كه او را به نكاح عضد الدين امير حاجى درآورد . پادشاه خاتون از قتلغ تركان كه نامزد اردوى آباقا خان شد . قتلغ تركان خواهر اعيانى سيورغتمش سلطان بود كه به نكاح شاهزاده بايدو درآمد . يولقتلغ خاتون كه در حبالهء نكاح معز الدين ملكشاه بن امير سام درآمد .