معين الدين نطنزى
15
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
احترام و اكرام و اعظام كردند و تدارك و تلافى كار او را احكام ارزانى داشتند . چون به شبانكاره آمد در ذىقعدهء سنهء خمس و عشرين سبع مايه ( 725 ه / 1325 م ) به جوار رحمت حق پيوست ، و كار شبانكاره در تراجع افتاد . [ ركن الدين حسن و تاج الدين جمشيد ] و عنقريب دمشق خواجه نيز برافتاد . و پادشاه ابو سعيد نيز رعايت جانب اولاد ايشان مىنمود ، و فى الجمله دخلى در ملكى شبانكاره داشتند . چون پادشاه ابو سعيد خان رحلت كرد و ولايت شبانكاره داخل بلوكات امير مغفور مرحوم شرف الحق و الدين محمود شاه - انار اللّه برهانه - شد ، به ملك مرحوم مغفور ركن الدين حسن بن هزار سب و تاج الدين جمشيد بن اسمعيل مفوض داشت . و تا الى غايت گاه بدين و گاه بدان مىبود ، تا در شهور سنهء اثنى و اربعين و سبع مايه ( 742 ه / 1341 م ) كه پير حسين نويان در شيراز بود ، حاجى لون از هندوستان مراجعت كرده به راه سيرجان آمده و اين دو ملك بزرگ كه از بقيت ملوك ساسان بودند بقتل آورد و دود از اين دودمان برخاست . واللّه اعلم . [ بعد از وقوع اين قضيهء شنيعه ، امرا و اكابر و اهالى شبانكاره ، احكام اولاد امير چوبان به اسم ابانى اعمام ملكان ، كه در اصفهان سفهسالار و حاكم چهاردانگه بودند ، حاصل نموده بودند كه چون ملكى شبانكاره مدت دويست و سى و هفت سال تعلق به ابناء اعمام ايشان داشته ، همچنان بديشان متعلق باشد . سادات و اكابر و اهالى اصفهان كس به اردويه فرستاده احكام چوپانيان در باب توقف ايشان به اصفهان آوردند . سفهسالاران نيز كه ابناء اعمام ملكان بودند چون بىوفائى امراء و اكابر شبانكاره نسبت با ملكان شنيده بودند حيات خود را غنيمت شمرده پيشكشهاى لايق گذرانيدند و به امداد امير اشرف چوبانى از اين ورطهء هايله نجات يافتند ، و بعد از آن شبانكاره در حوزهء سلاطين انجو قرار يافت . ]