معين الدين نطنزى

305

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

دست بر تير برد . رفيقان قمر الدّين خواستند كه بهادر را در ميان گيرند . امتناع نمود و اوراميشى كرد . بهادر مجروح و پياده بعد از سه روز به اردو پيوست . سلطان غازى از راه اتاقم « 1 » مراجعت فرمود . اميرزاده جهانگير به واسطهء يورش بازمانده بود ، در همان تاريخ وفات يافت . ذكر فتح كاشغر به دست اميرزاده عمر شيخ چون اميرزاده عمر شيخ به موجب اشارت عالى متوجّه كاشغر شد ، ميرك آقا كه وصف او سابقا گفته شده است ، به استقلال و اختيار تمام در ظاهر شهر قيتولى بزرگ زده بنشست . اميرزاده عمر شيخ از غايت دانستگى ، قراولان او را در قراولگاهها بگرفت و ناخبر نيم‌شبى از اطراف و جوانب اردوى او درآمد . ميرك آقا از صداى سراآن سواران و غلغلهء يرغو و نفير كوركه از خوابگاه راحت برجست . چون چشم گشاد و خود را در ميان طوفان آتش و سيلاب بلا ديد ، بانگ بر ملازمان زد . اميرزاده عمر شيخ از در جواب داد . چون يلمان شمشير از فرجهء در به اندرون رفت ، ميرك آقا دست بر وى زد و از جاى برخاست . اميرزاده عمر شيخ از غايت لطف و مرحمت جبلّى او را تسكين فرمود . جماعت گلينان « 2 » و دختران به دست‌بوس مشرّف شدند . از همه آن كراآن ، خضر خواجه اوغلان و خدايداد و اغلان شيخ جان به در برد . باقى به تفصيل اسير و دستگير شدند . بعد از آنكه چند روز در سر ضبط و نسق آن مملكت بگذشت ، ميرك آقا را با مجموع اهالى و اصول كاشغر به طرف اوزجند آورد و قصبه‌اى به جهت اقامت ايشان ، رباط سرهنگ نام ، انشا فرمود و ميرك آقا را به درگاه برد . بعد از سه سال بيچاره هم در اردو وفات يافت .

--> ( 1 ) . متن : اماقم ، ظفرنامهء شامى : اتاقم ( ص 73 ) . ( 2 ) . گلينان به معنى عروسان .