معين الدين نطنزى
303
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
بىتوقّف به ياساق رسانيدند . بعد از آن عادل شاه و سارىبوغا را با بيست هزار سوار نامزد يورش مغولستان ساخته ، از مخصوصان خطاى بهادر و ايلچى بوغاى بهادر را مصحوب گردانيد . و اغبوغا [ - آقبوغا ] بهادر را در سمرقند بنشاند و خود با ديگر لشكرها متوجّه خوارزم شد . و چون رايات همايون به حدود سهبانه كه فاصلهء سرحدّ ماوراء النّهر و سرحدّ خوارزم [ است ] برسيد ، ناخبر تركان ارلاط نيم شبى با مخصوصان خود تازيانهء طغيان بر اسپ عصيان گرم كرد و راه مخالفت پيشگرفته روى به صوب فارياب [ نهاد ] . سلطان غازى در آن مرحله اقامت فرموده پولاد خزانچى را بر اثر توركان فرستاد . ناگاه ايلچى به تعجيل از طرف سمرقند عرضه داشت رسانيد ، مضمون آنكه [ عادل شاه ] و سارى بوغا ياغى شده خطاى بهادر و ايلچى بوغاى را گرفته سمرقند را محاصره كردهاند . سلطان غازى عنان عزيمت خوارزم را به طرف سمرقند منحرف گردانيد و با باد همعنان كوچ بر كوچ فروراند . عادل شاه و سارى بوغاى ياسال كرده روى به مقابلهء حضرتش متوجّه شدند . سلطان غازى اميرزاده عمر شيخ با لشكرهاى منقلاى پيشتر فرستاده بود . چون به حدود قصبهء كرمينه رسيد ، سواد لشكر ياغى پيدا شد . اميرزادهء عالميان عمر شيخ بهادر با مخصوصى چند قراول بيرون رفت و ناخبر در كمينگاهى كه يك هزار سوار مخالف مترصّد بود بايستاده ياغيان كمين بگشادند ، و زلزلهء قيهء قيامتانگيز بر اوج گردون برآمد . شاهزادهء عالميان دانست كه به غير از حملهء متوكّلانه چارهاى نماند سپر در سر و سر در قربوس زين كشيده چون شير خشمآلود به دست و شمشير خود را بر قلب مخالفان زد . چون شعله آتش كه در ريشهء بيشه افتد يا گرگ گرسنه كه بر گلّهء بىخداوند راه يابد همه را تارومار گردانيد و موازى يك فرسنگ براند . چون مقدّمهء گريختگان به غول رسيد و اجنحهء صفوف از وقوع آن بلا آگاه شدند ، هيچكس را مجال اقامت نماند و راه گريز پيش گرفتند . عادل شاه و سارىبوغا خود را به صوب دشت قبچاق كشيدند . باقى متمرّدان هريك از گوشهاى به در رفتند و مملكت از شرّ ايشان خالى شد .