معين الدين نطنزى
276
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
مرصّعات دفاين چندين ساله را بر پشت پيلان محمودى به صوب سمرقند كشيد و از آن وجه حلال ، بنياد مسجد جامع بزرگ كه در آنجاست انشاء فرمود . و بر پشت آن پيلان سنگهاى تراشيده كشيده سطح و نطع آن عمارت را مجموع از سنگ رخام مرتّب گردانيد . ذكر توجّه سلطان صاحبقران به طرف شام و روم كه به يورش هفت ساله مشهور است در آن حين كه رايات ظفر نگار به فتح بلاد هند مشغول بود اميرزاده ميرانشاه در حين آنكه به بذل و سخاوت شهرت عامّ يافته سرداران دور و نزديك را خاصّ الخاصّ خود گردانيده بود ، ناگاه به جهت دفع ملال در جلگهء مرند به شكار مشغول شد . در اثناى قمرغه ، قوچى سنگين را به هواى دست از زمين بربود و مىخواست كه بر قربوس زين بدارد . اسپ از تندى رم خورد و او با آن قوچ بر زمين آمد و تا قريب چهار ساعت بيهوش بيفتاد . طبيبى تبريزى در معالجه خيانت كرد « 1 » . چون بهتر شد ، در موسم تموز هوس يورش بغداد كرد ، و چون برسيد بىآنكه يك شب توقّف نمايد مراجعت نموده همهء راه در آن هواى گرم به شرب عرق مداومت كردن گرفت . اين شيوه نيز مدد علّت شد و دست به قتل بىگناهان برآورد . ناگاه بىجهتى يكى را كه قابل هزار تربيت بود گردن مىزد و دم ديگر بىسببى آن را كه هزار وصله مىبايست كرد به افراط انعام غنى و مستغنى مىگردانيد . چون آوازهء اين حركت انتشار يافت فتنههاى گوناگون از هر طرف سر برزد و دشمنان مملكت به دوستكامى سرافراز گشتن گرفتند . از جمله سيد على شكى بر سر النجق آمد و طاهر بن احمد را از قيد آن حصار خلاص داده محاصران را تارومار گردانيد ، و آن قلعه را كه از غايت غلا به قلع نزديك رسيده بود ، از انواع ذخاير مملوّ گردانيده ، مستحفظان تازه زور بنشاند . [ و ] اميرزاده ميرانشاه از انفعال اين حركت
--> ( 1 ) . و به روايت اشهر ، دماغ او به كلى مخبط گرديد . چنانچه در موسم . . .