معين الدين نطنزى
259
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
موحش ، چنانچه سابقا ذكر كرديم ، مكرّر كرد و هرچند كه در مكاتبات و مراسلات او را از حقوق قديمه تذكار فرمود و مواعظ و نصايح نوشت به جائى نرسيد ، ضرورت را به جهت تدارك خواست كه متوجّه شود . لشكرها را به ميعادى نزديك جمع گردانيد و به يراق دو ساله سراپردهء سفر بيرون زد ، چنانچه در وسط زمستان سنهء ثلاث و تسعين و سبع مايه ( 793 ه / 1391 م ) روز پنجشنبه ثانى عشر صفر اغروق را از تاشكند بازگردانيده خود متوجّه دشت قبچاق شد . چون به قصبهء قراسمان نزول فرمود ايلچيان توقتاميش با مكتوبات لباساتآميز مشتمل بر انواع عذر و شفاعت برسيدند . سلطان صاحبقران التفات نفرمود و متوكّلانه روى به راه نهاد و هريك از آن ايلچيان را نفرى به تومانى غجارجى كرده روانه شد . در اثناى راه يكى از نوكران ايدكو بگريخت و توقتاميش را از وصول لشكر خبر كرد . سلطان صاحبقران چون به الوغتاق « 1 » رسيد به طول و عرض سى فرسنگ چهار روزه شكار انداخت بعد از قمرغه سان لشكر بطلبيد و امرا و سرداران را كه سان درست داشتند به قدر مراتب هريك نوازش فرمود ، و قراولان به جهت مقدّمه تعيين كرد . ناگاه نشان سه چهار آتشدان به نظر ايشان آمد اعلام حضرت كردند . سلطان صاحبقران چند سوار را نامزد فرمود كه از كنار آتشدانها پىزدند . آن پى به سر پانزده آتشدان ديگر رسيد . بعد از آن زبانگيران به تعصب كه در چند جاى نازك كارهاى بزرگ كرده بودند به بولغاميشى آن در روى صحرا متفرّق شدند . از جمله جمعى در ميان آن صحرا الاجقى چند نشسته ديدند . كمين كردند تا شب به كام خاطر يكى را به دست آوردند . قضا را شخصى را گذر بر سر ايشان افتاد ؛ گرفته به درگاه آوردند . آن شخص گفت كه : قريب يك ماه باشد تا از اردو جدا شدهايم و خبر نداريم كه كجاست . سلطان صاحبقران به كوچانيدن آن الاجقها مثال داد . چون به رودخانهء ياييق « 2 » رسيد سه گذار بود ، يكى ايغريالى ، و دوم بوركجك و سيوم چاپماكجك . با وجود آن سه گذار متوكّلانه از جائى كه هيچ آفريده هرگز نگذشته بود از آن درياى خونخوار بگذشت . چون به كنار رودخانهء سمر رسيد قراولان آواز غلبهء پاى اسپ شنوده در حضرت عرضه داشت كردند . زبانگيران نيز
--> ( 1 ) . ظفرنامه شامى : اولوغ داغ ؛ ظفرنامهء يزدى : الغ تاق ؛ روضة الصفا : الغ طاق . ( 2 ) . ظفرنامهء شامى : آب ياييق ؛ ظفرنامهء يزدى و روضة الصفا : آب تيق .