معين الدين نطنزى
257
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
تاراج به سمرقند كوچانيد . اميرزاده ميرانشاه و محمّد سلطان شاه و ايكوتيمور و شمس الدّين اوچ قرا با جمعى امرا ياغى را تا قم كند تيكاميشى كرده بازگرديدند . در حين اين خبر محمّد ميركه بن شير بهرام قتلانى كه داماد حضرت بود ، به وقت آنكه به طرف خوارزم متوجّه شود از راه بازگرديد و ياغى شد . اميرزاده عمر شيخ با معدودى اندك در سمرقند بود . فى الحال كليهء خوانين و ساير امرا جمع كرده لشكر بسيار سوار گردانيد و روى به دفع او نهاد . او در كنار آب و خش قريب سى هزار سوار جمع كرده بود تا راه مفازهء خوارزم بگيرد . اميرزاده عمر شيخ بالفور كه رسيد [ به نفس خود باشلاميشى كرده ] اسپ در آب راند و بىمحابا بگذشت . محمّد ميركه [ از هيبت آن ياساق ] عنان برتافت و لشكرش متفرّق شد . بعد از آنكه اين فتح گرامى ميسّر شد محمّد ميركه را نيز دستگير كرده [ به درگاه ] آوردند و به سياست رسيد . قومى از برالدايان كه در نواحى قتلان متوطّن بودند ، به اتّفاق محمّد ميركه ياغى شده بر سر جهانشاه جاكو آمده بودند . او با سيصد سوار از اوّل روز تا نيمهء شب جنگ مىكرد . خواجه يوسف آپردى و پير على تاز سلدوز به مدد رسيده به اتّفاق امير جهانشاه ، ياغى را براندند و بسيارى از مخالفان پايمال نكبت گرديد . سلطان صاحبقران چون مقضى المرام از خوارزم مراجعت نمود در اواخر زمستان آن سال كه لشكرها تارقال كرده بودند ناخبر آوازهء وصول توقتاميش گرم گرديد . سلطان صاحبقران با وجود آنكه بيش از تخمين ، چهار هزار سوار همراه نداشت بالفور روى به دفع دشمن نهاد و به اطراف ايلچيان دوانيد تا لشكرى كه ميسّر شود جمع كند . قضا را شدّت سرما و كثرت برف تا غايتى بود كه مطلق وحوش و طيور در همه صحرا فسرده و مرده بودند ، ناگاه خبر رسيد كه ايليغميش اغلان با منكقلاى توقتاميش در اوجك و زرنق فرود آمده است . سلطان صاحبقران تازيانهء غضب بر مركب غيرت گرم گردانيده روى به ايشان نهاد . چون نزديك رسيد شيخ على بهادر و تيمور قتلغ اغلان و كلاجه اغلان را هزار كس مقرّر كرد كه از قفاى ياغى موازى يك دو فرسنگ رفته راه گريز ايشان را گرفتند و خود با سه هزار كس به شبگير براند . هنوز مطلع شفق از افق مشرق نادميده بر سر دشمن رسيد . صاحب قران از مساعدت سعادت و اتّفاق حسنه اميرزاده عمر شيخ با هزار