معين الدين نطنزى

255

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

حلقهء دواير احاطه را تنگ مىكردند و او روى به هر طرف كه مىنهاد مكابره لشكرهاى مقابل را پاى از جاى مىرفت . در اثناى اين كشش و كوشش چون چند ساعت بگذشت و امراى سمرقند ، كيفيّت حال اميرزادگان معلوم نكردند هزار دغدغه دروغ و راست به خاطر هريك راه يافت ، و عاقبت به تصوّر آنكه قضيّه ديگرگونه شده است عنان گردان راه سمرقند پيش گرفتند . اميرزاده عمر شيخ با قريب صد سوار در يمين و يسار مخالف حمله‌هاى [ رستم و هنرهاى اسفنديار ] مىنمود . چون از انهزام امرا خبردار گرديد متعجّب شد و عنان به طرف غول خود معطوف ساخت . لشكر اوزجند را نيز در جرگه نيافت . از مغابنهء آن حركت بىموقع بر خود بپيچيد و يك دو كرت ديگر نيز به آن قدر معدود اندك كه داشت [ به اميد آنكه در همان جنگگاه تلف شود و آن بىناموسى با خود برد حمله‌هاى سخت بكرد . چون از حملهء آن صدهزار ] بيشتر به قتل آمدند مشفقى دست شفقت به عنان سعى او زد و از جنگگاه بيرون آورد . [ اميرزاده عمر شيخ به حيثيّتى مست جنگ شده بود كه بعد از آن‌كه يك فرسنگ از جنگگاه بيرون آمد به امراى سمرقند پيغام فرستاد كه بر خلاف اين حركت شنيع مجدّانه سمرقند را نگاه دارند ] و خود راه اوزكند پيش‌گرفت تا [ با لشكر گران به مدد ايشان رسد ] . پيش از وصول او جمعى از معتمدان كه از جنگگاه گريخته جدا شده بودند بر مقتضاى تصوّر كج خود آوازهاى بد رسانيدند ، چنان كه حرمهاى اميرزاده عمر شيخ شهر را برجاى گذاشته روى به كوهها نهادند . اهل شهر چند فرقه شده برآشفتند . اميرزاده عمر شيخ با هفت سوار برسيد و اهالى مملكت را تسكين كرده لشكرى چند ترتيب نمود و متوجّه سمرقند شد . در اين حالت اينكه تورا با قريب بيست هزار سوار متوجّه قصد ماوراء النّهر شده برسيد و اميرزاده عمر شيخ ، دفع او را اهمّ ديگر مهمّات دانسته عنان توجّه از راه سمرقند به سمت ايشان راست كرد . جمعى از بدفرصتان اوزكند مغول را باشلاميشى كرده از سيحون به گذار گذرانيدند . اميرزاده عمر شيخ قمرغهء مقابله نديد ، به يراق ضبط شهر مراجعت نمود . اينكه تورا در ظاهر اندكان نزول كرده هر روز از طرفى جنگ به در شهر مىآورد و اميرزاده عمر شيخ با معدودى به غايت اندك كه داشت استقبال مىنمود و جنگها [ ى رستمانه ] مىكرد . چون ياغى ديد كه بازگشت از محاصرهء اوزكند طرفى