معين الدين نطنزى
244
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
آمد و از تنسوقات فارس و عراق چندان تحف و تبرّكات به عرض رسانيد كه فضاى آن صحراى بزرگ در سندس و استبرق مستغرق گرديد . امير صاحبقران او را به اعزاز و احترام مصاحب ايلچيان خود روان ساخت ، و با اردوهاى بزرگ روى به قوريغ [ قورق ] رادكان نهاد . قضا را آن سال وبائى چنان صعب در كلاتكوه واقع شده بود كه اكثر و اغلب قوم جاونى قربان به خرج رفته بودند . على بيك از سر ضرورت شيخ على بهادر را دستآويز گردانيده به درگاه آمد . امير صاحبقران از سر جريمهء او بگذشت ، امّا بعد از آن اورغ آن قوم را در كلات نگذاشت و به طرف سمرقند بكوچانيد . در اثناى مراجعت از قرينهء افعال ملك غياث الدّين معلوم فرمود كه نه بر طبق توراء قاهره معاش مىكند ، او را نيز با فرزندان بكوچانيد . ذكر توجّه سلطان صاحبقران به صوب سيستان و كيفيّت فتح آن مملكت بعد از آنكه امير صاحبقران در تخت سمرقند نزول كرد ، جمعى از رنود و اوباش در هرات خروج كردند ، و داروغه را كشته ، از بىوجودى ديگرباره متفرّق گرديدند . آقبوقا بهادر و حاجى سيف الدّين با لشكرها در كنار رودخانهء مرغاب فرود آمده بودند . چون خبر آن آشوب به ايشان رسيد متوجّه هرات شده آن سرزمين را از شرّ متمرّدان پاك گردانيدند . در اثناى اين فتنه شخصى ، شيخك هندوشاه نام ، تابان بهادر را در قلعهء سبز از نيم شبى فروگرفت و بكشت و آشوبى از نو بينگيخت . آقبوقا بهادر عازم محاصرهء او شد ، امّا به واسطهء حصانت آن موضع فتح ميسّر نمىشد . چون خبر اين وقايع به گوش حضرت امير صاحبقران رسيد به حسب ضرورت در اوّل بهار تونكغوز ييل ، مطابق سنهء خمس و ثمانين و سبع مايه ( 785 ه / 1383 م ) با لشكرهاى گران متوجّه شد و از جيحون عبور فرمود . نخست به جهت محافظت سرحدّهاى قندهار و كابل و غزنى ، جهانشاه بهادر را با تومانات بگذاشت و شيخ على بهادر با پنجاه قشون ديگر نامزد محافظت سرحدّهاى مازندران گردانيد . و خود به محاصرهء [ قلعهء ] سبز توجّه نمود . در اثناى آنكه نغمها به شاه ديوار