معين الدين نطنزى
223
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
صاحبقران خواست كه از خون او گذرد و قلم عفو و اغماض بر جريمهء او بكشد ، اما امير كيخسرو در ميان مجمع برپاى خاست و خون كيقباد را كه برادر او بود و چنانچه در اولها ذكر رفته بود ، از امير حسين بازخواست كرد و بسيار در آن باب مبالغهها « 1 » نمود . چون اول معامله بود ، و جانب امير كيخسرو را رعايت كردن ضرورت ، از آن سبب امير صاحبقران نتوانست حمايت كند . امير الجايتو به گوشهء چشم اشارت كرد ، در حال امير كيخسرو و امير مؤيد بيرون كشيده هم بر دربار به زارى زار شهيد كردند . چون قضيه چنان شد شهريان در حال بلخ را تسليم نمود [ ند ] . و بعد از فتح ، پسران او را نيز شهيد كردند ، و حرمهايش را به اردوى اعلى آورده خزاين و دفاين چندين سالهء او را نقل نموده آنچه به نفير و قطمير جمع كرده بود مجموع را به امرا بخش فرمود . و فرمان كرد كه بارو را با زمين هامون كردند . و مردمان ولايت را [ متفرق گردانيده كار مملكت قانون و نسق ترتيب ساخته كاروان را ] به كار داشت و طرح نو در جميع امور بر قاعدهء عدالت نهاد . [ جدول 9 ] در ذكر فتوحات كلى كه بعد از سلطنت او روى نمود چون امير صاحبقران از كار بلخ و فتح آنجا پرداخت عنان عزيمت را به طرف دار السلطنهء سمرقند معطوف فرمود و امراى هرجا را رخصت معاودت به اوطان خود ، چنانچه دلخواه ايشان بود بداد ، و از پنج آب جسر بسته از آب جيحون بگذشت . و بعد از چند روز كه در شهر سبز اقامت فرمود متوجه سمرقند شد ؛ و آن خطهء مبارك را به جهت خود تختگاه تعيين كرده باروى شهر را عمارت ساخت ، و به جهت مقر عزّ خود در آنجا خانهها ترتيب كردند . و در اندك فرصت سمرقند چنان خوش و خرم شد كه طعنه در خلد برين زد و بهشت روى زمين شد . باغات دلكش
--> ( 1 ) . متن : مبالغها .