معين الدين نطنزى

211

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

قزل‌قاق كه موازى سه فرسنگ باشد ، در قفاى هزيمتيان براند . و هزارهء دوران را از قوم جلاير بازگردانيد . و [ سلطان غازى ] آن زمستان در قرشى قشلاق ساخت . محمود شاه بخارائى را به جهت تحصيل اموال بخارا فرستاد . او به واسطهء حصانت آنجا تمرد نمود . هم منتصف زمستان امير حسين ، امير موسى و امير الجاى تيمور را با لشكرى تمام به قصد قرشى فرستاد . چون خبر وصول ايشان گرم شد سلطان غازى به عزم شبيخون با دويست كس استقبال كرد . قراولان بيست كس از لشكر ياغى دستگير كرده بياوردند . از ايشان معلوم كرد شبيخون متعذّر است . فسخ آن نيت فرمود . على الصباح كه مسافت هردو قراول نزديك شد سلطان غازى بر سنت مغول سراآن بينداخت و بازگرديد . چون سواد لشكر مخالف بيش از آن بود كه مجال ميسر شود ، از قرشى روى به بخارا نهاد . محمود شاه را به نوعى ديگر يافت . دامن همت بر دثار او افشاند و عازم خراسان شد . چون امير موسى و اولجاى تيمور به ناحيهء بخارا رسيدند محمود شاه پيادگان را بر سر كوچه‌باغها فرستاد . هراولان قراؤناس اودروتميشى كرده اغلب ايشان را زير دست‌وپاى اسپ گرفته بكشتند ، چنانچه از ده نفر يكى به شهر بازنگشتند . محمود شاه نااميد شده از دروازه‌اى ديگر خود را بيرون انداخت . لايموت و لايحيى در ماخان به حضرت پيوست ، سلطان غازى با معدودى اندك ايلغار فرمود و جيحون را از گذار عبور كرده در ظاهر بخارا آشوبى تمام به لشكر ياغى انداخت و چند نفر از قراولان را بگرفت و بكشت ، و بار ديگر قرشى را بستد . آن شب در آنجا توقف نمود و على الصباح بر سر لشكر قراؤناس براند . خبر وصول پيش از وقوع او رسيده بود و مترصد بودند كه البته بر سر ايشان بيايد و مجرد رؤيت سواد هركس به فكر خلاص مشغول شدند . سلطان عنان به طرف سمرقند [ معطوف ] گردانيد و عزم تركستان كرد . بهرام جلاير به يرليغ مغول « 1 » ، تركستان را به دست فروگرفته بود . در اين ولا سلطان غازى را التفاتى چندان نكرد . قضا را كيخسرو قتلانى نيز در آنجا بود ، به حضرتش ملحق شد و به انواع خدمتكارى قيام نمود . امير حسين لشكرهاى گران به طرف تركستان

--> ( 1 ) . متن : موغول .