معين الدين نطنزى
200
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
و ايشان با صد كس چنان كه گفته بودند بيامدند . بعضى از بهادران سلطان غازى بار ديگر از غايت بدنفسى بنياد اغوا و افساد نهاده ، نمودند كه در حالتى از اينكه دشمنان چنين به پاى خود در تله افتادهاند فرصت غنيمت است . بعد از فتح و ظفر يافتن به ايشان پيداست كه كار امير حسين به كجا خواهد رسيد . امير صاحبقران مانع آمد و رضا نداد . القصه امرا ملاقات كردند و از هردو طرف حاضران رقتها نموده غبار فتنه را به آب چشم فرونشاندند ، و به اتفاق سوار شده در خانهء امير موسى فرود آمده ، لشكرهاى دو طرف را ترقال كرده ، امير صاحبقران متوجه شهر سبز شد ، و از هر دو جانب صلح و صفا به مرتبهء اول رسيد . امير حسين در اين ولا بر سر بدخشان رفته بود و ملك حسين از هرات لشكر كشيده به قصد بلخ متوجه شد . امير صاحبقران چون بر حال او واقف شد لشكرهاى ماوراء النهر را جمع كرده از جيحون بگذشت و به دفع لشكر خراسان روانه شد . چون ملك حسين واقف گشت كه امير صاحبقران با امير حسين صلح كردند و امير صاحبقران با لشكر بسيار به استقبال مىرسند ، ملك حسين نااميد شد و به طرف خراسان مراجعت فرمود . قصه رفتن سلطان صاحبقران پيش امير حسين و ملاقات شدن چون امير صاحبقران بشنيد كه ملك حسين به طرف خراسان بازگشت امير صاحبقران هم از راه متوجه قندس و بقلان شد . چون به امير حسين خبر توجه او رسيد پادشاه بدخشان صلح كرد و مراجعت نمود و در قندس و بقلان ملاقات افتاد . بعد از چند روز كه به جهت شكرانهء صلح و صفا طويهاى بزرگ كردند ، بعد از به اتفاق متوجه فتح كابل گشتند و محاصره كرده فرود آمدند . در آن جنگ امير صاحب قران با بهادران خود چندان كوشش و مردانگى نمود كه عالم و عالميان را انگشت تعجب بر دندان تحير بماند و زمين و زمان [ زبان ] آفرين بگشاد . القصه بعد از چند روز فتح شد . امير حسين به امير صاحبقران مشورت كرد كه به جهت تختگاه سمرقند را