معين الدين نطنزى
191
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
از آنجا امير جاكو و حاجى سيف الدين را به تيكاميشى ايشان فرستاد و خود بازگشت . ايشان تا تنگ جكجك در قفاى گريختگان برفتند و هزارهء دوربان را از قوم جلاير بازگردانيده آوردند . و در آن زمستان قرشى را قشلاق ساخته اقامت كردند . سلطان غازى ، محمود شاه را رخصت بخارا داده مقرر كرد كه مال ديوانى بخارا به تحصيل رسانيده بياورد . نيكپى شاه اموئى در خراسان بود ؛ او را نيز طلب فرمود و آمويه را با او مسلم داشت . محمود شاه در بخارا ، يساوريان را با خود جمع كرد و هرچند كه سلطان غازى او را طلب فرمود بر حصانت بخارا و قول يساوريان اعتماد كرده نيامد . در منتصف زمستان امير حسين بار ديگر امير موسى و امير الجايتو « 1 » را با لشكرى بسيار به قصد امير فرستاد . ايشان آمدند و در ميان تنگ جكجك و قهلغه يورت يراق ديده فرود آمدند . ايشان به امير صاحبقران رسيدند . با دويست كس از قرشى سوار شد و به نيت آنك شبيخون كند به نزديك ايشان كمينها ببست و تا شب توقف كرد . بهادران كه به جهت زبانگيرى رفته بودند بيست كس را از لشكر ياغى گرفته آوردند . آن كسان چنان تقرير كردند كه : لشكر امير موسى امشب از تنگ جكجك گذشت و به جكدالنگ آمد . سلطان غازى دانست كه شبيخون متعذر است ، آن شب در همان جاى ساكن شدند . على الصباح كه آفتاب طلوع كرد قراولان هردو طرف همديگر را مشرح ديدند . سلطان غازى به قراولگاه آمد و به سنت مغول سراآن انداخت و بازگرديد . لشكر مخالف نيز سراآن انداخته در همان منزل نزول كردند . سلطان غازى ، قرشى را به طرح بريخت و عزيمت بخارا كرد . محمود شاه بخارى و على يساورى به استقبال آمدند و به اتفاق در شهر بخارا نزول كردند . راى محمود شاه و سلطان غازى بر آن قرار گرفت كه قلعهء بخارا محكم كرده بنشينند ، اما به واسطهء آنك امير جاكو وقتى پيش از اين محمود شاه بخارى را برهنه كرده و بسته و زده بود و به انواع اذيت با او رسانيده بود ، از آن فكرى كرد و نمىخواست كه در بخارا سلطان غازى توقف كند . هرچند خواست كه امير را به آن دارد تا به طرف خراسان رود ميسر نشد . بعد از سعى بسيار عباس بهادر و حاجى سيف الدين را از راه ببرد تا به اتفاق بىمشورت سلطان غازى عازم خراسان شدند .
--> ( 1 ) . متن : امير اولجىتو .