معين الدين نطنزى

185

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

چون امير حسين از كيفيت آن حال خبر يافت و چگونگى اوضاع ماوراء النهر را معلوم كرد اگرچه بر شكست مخالفان شادمانى نمود اما از تهور سمرقنديان و جرأت نمودن ايشان بر جنگ و جدل متوهم و متفكر شد . بعد از دو سه روز سلطان غازى رسيد و بر استقرار مملكت و استقلال سربداران رايها زدند و تدبيرها انگيز كردند . عاقبت قرار بر آن گرفت كه مجموع ايشان را به حبل حيل چون كفتار در بن غار گرفتار كنند . چون مشورت بر اين سخن قراگرفت مصلحت وقت را استمالتهاى منّت‌آميز نوشته ، خلعت و كمر شمشير و منشور سمرقند و يرليغ معافيات و مسلّميات اصول و اعيان مملكت به لغت‌نامه‌ها مؤكد كرده همراه ايلچيان فصيح به سمرقند روان كردند . و بر اثر آن ايلچى امير حسين مصلحت چنان ديد كه سلطان غازى با كوچ و بنهء خود از جيحون بگذرد و در كش و نخشب به جهت اطمينان سمرقنديان زمستان‌گاه كنند . چند روزه در ييلاق شبرتو همديگر را طويها داده به اتفاق از ييلاق كوچ كردند . امير حسين به جهت قشلاق روى به سراى سالى نهاد و سلطان غازى به تعجيل تمام به يورت خود آمد . و هم در روز كوچ كرده به طرف كش و نخشب روان شد ، و از گرد راه كه به قرشى رسيد بنياد عمارت باروى آنجا را بنهاد و هم در آن زمستان تمام كرد . مولانازاده با جماعت سربدالان چون به تحف و هدايا و خلعت و كمر شمشير التفات امير حسين مشرّف شدند به رسم مغولان زانوها زده شادمانيها نمودند و در آن معامله از خود حسابها گرفته سر به عيوق بفراشتند . بعد از آنك از نزول سلطان غازى به قرشى خبردار شدند على حده به جهت هر اميرى تبركى ترتيب ساختند و با سلطان غازى فرستادند . آن زمستان سلطان غازى چند كرت به سمرقند آمد و رفت فرمود ، تا سربدالان از طرف امرا به تمام تسلى يافتند . از آنجا كه دانستگى او بود به خواب خرگوشى چنانى ايشان را برقرار بداشت كه قطعا و اصلا اثر خوف و حجاب در باطن ايشان نماند ، و بدين نوع آن زمستان را به آخر آوردند . قصهء استيلاء امير حسين به ماوراء النهر كرت دوم در بهار قوى ييل مطابق سنهء سبع و ستّين و سبع مايه ( 767 ه / 1366 م )