معين الدين نطنزى
167
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
امير بيان سلدوز چون امير بيان سولدوز بر سرير امارت مستولى شد همگى معاملهء خود را بر مداومت شرب و بىپروائى نهاد ، و قطعا فكر مال [ و ] حال خود نكرد ، و از بىياساقى كه داشت مملكت بهم برآمد و امرا اعتماد از هم برداشتند و در كمين يكديگر به قصد برخاستند . و شهر سبز را كه يورت اصلى امراى برلاس بود ، امير حاجى بيك برلاس به دست فروگرفت ؛ و ولايت خجند را كه محل جلايران است ، امير بايزيد تصرف نمود ؛ و امير حسين كه بقيه خاندان امير قزاغن بود ، با گروهى ايو اوغلانان قديمهء خود و قراعوناسان كه پروردهء آن خانواده بودند هر روز به طرفى و هر لحظه در درهاى و هر دم در بيابانى به سر مىبرد ؛ و امير اولجاى بوغا سولدوز نيز به طمع سردارى كه روزى در خاندان ايشان بود با جماعت سولدوزان گوشهاى گرفت ؛ و امير حميد خواجه كه سرآمد قبيلهء نايمانان بود ، شوبورقان « 1 » را در حوزهء تصرف خود آورد ؛ و شاه محمد بدخشانى نيز كوهستان خود را مستحكم كرده به ضبط لشكر و طمع امارت و حكومت آن ولايت مشغول شد ؛ و امير كيخسرو و امير اولجايتوى اپاردى به اتفاق ، قاتلان را با نواحى و توابع و لواحق و مضافات در قيد تسخير آوردند ؛ و امير خضر يساورى قبايل و عشاير خود را جمع كرد و خود را به استحقاق و استقلال از همه متعينان بيشتر ديد . و به واسطهء اين معنى هر روز فتنهاى و هر لحظه آشوبى در ميان خلايق افتادى ، و مملكت چنان بهم برآمد كه در يك طرفة العين صد هزار بلاى گوناگون روى مىنمود و در يك فرسنگ راه ، صد جاى دزد و حرامى كمين بسته بود ، و زبان زمانه هرزمان اين بيت انشا مىكرد : هر روز كه بگذرد خوشا آمده دى * هر سال كه نو شود خوشا غارت پار چون شعلهء آتش بلا بالا شد و غوغاى اغواى شياطين انس ، انس از ميان عالميان برداشتند ، مغول كه قطعا و اصلا از سهم تيغ و تير امراى ترك ، ترك مغولستان كرده بودند ، به يك بار تغلق تيمور پادشاه را به فتح ماوراء النهر ترغيب كردند ، تا لشكرى بىنهايت را بدين ولايت كشيد و كوچ در كوچ بىدهشت [ و ] وهم مخيم همايون را به مملكت درآورد ، و سرير خانى در چاناق بولاق كه در حاقّ وسط ماوراء النهر واقع
--> ( 1 ) . شبرقان .