معين الدين نطنزى
160
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
ذكر جلوس شاه منصور او در زمان حيات شاه شجاع به تحلّف او در آنجا متمكن مىبود و با شاه شجاع تخلف مىورزيد تا به حدى كه شاه شجاع خود متوجه شوشتر شد ، و او التفات ننمود . و همچنان در آنجا مىبود تا زمانى كه سلطان غازى ، شاه يحيى را به جاى شاه شجاع بنشاند . او لشكر كشيده از زور و دلاورى كه در ذات او عجين بود متوجه شيراز شد . شاه يحيى كه برادر بزرگ او بود با وجود كبر سن و يرليغ و موافقت امراى قديم ، يك زمان توقف نتوانست نمود . او بىتعلل متكبروار به شهر درآمد و بر تخت سلطنت متمكن بنشست . در زمانى كه شاه شجاع به محاصرهء شوشتر رفته بود و او التفاتى نمىنمود ، شاه شجاع از امرا سؤال كرد كه : اگر منصور را بدست آوردم لايق چه تعذيب باشد ؟ امير غياث الدين شول گفت كه : چشمهاى او را به كارد بر مىبايد كندن . و امير عمر شاه گفت : او را مهار سفته گرد شيراز مىبايد گردانيد . اين حكايت در آن روز به دو رسانيده بودند و با خود شرط كرده بود كه چون به اين دو مستولى گردد اين عمل با ايشان بجاى آورد . قضا را در روزى كه شيراز را فتح كرد امير عمر شاه را بفرمود كه تا مهار سفته گرد شهر بگردانيدند و چشمهاى امير غياث الدين شول را به كارد بكندند ، تا ديگرباره مردم در عقب شاهزادگان سخن ناسنجيده نگويند . بعد از آنكه با زين العابدين جنگها كردند و چند نوبت مقاتلات و محاربات ميان ايشان قايم شد ، متوجه اصفهان گرديد و اصفهان را مسخر كرد و سلطان زين العابدين را بدست آورده چشم او را ميل كشيد . و مدتى از سر استقلال حكومت كرد . و چون آوازهء عزيمت سلطان غازى برسيد متوجه شيراز شد ، چنانچه در قصه همايون آن حضرت گفته خواهد شد ، در جنگگاه بقتل آمد ، مدفنش در شيراز است . ذكر روزگار معتصم بن زين العابدين بن شاه شجاع در زمانى كه آل مظفر مقهور و مقتول گشتند او در بغداد بود ؛ و مدت العمر