معين الدين نطنزى
149
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
چون ابو سعيد به جوار حق پيوست و هركس به سر خود شدند او نيز در آن چاق جلاغاى طرفى چند ببست و ميبد را به تمام در تصرف گرفت و غلبهء تمام بر خود گرد كرد . ناگاه پير حسين بن محمود بن چوبان متوجه فتح فارس شد و يرليغ از اردو آورد كه محمد مظفر با او ملحق شد و به اتفاق روى به دار الملك شيراز نهادند و تا مدت پنجاه روز كه شيراز محصور بود ، محمد مظفر جانسپارى بسيار نمود و مقبول قبول پير حسين گشت . چون پير حسين شيراز را فتح كرد به جلدوى آن جلال الدين املاك پادشاهى را كه در كرمان بود به محمد مظفر ارزانى داشت . بعد از اخراج پير حسين از فارس ، محمد مظفر وجودى تمام گرفته بود . و به كرات و مرات ، ميان او و شيخ ابو اسحق اينجو معارضها اتفاق افتاد ، و به آخر در غرّهء شوال سنهء اربع و خمسين و سبع مايه ( 754 ه / 1356 م ) دار الملك شيراز را استخلاص نمود . و در دوم سال ابو اسحق اينجو را بدست آورد و در ميدان شيراز به قصاص امير حاج ضراب بكشت . و اختيار حكومت فارس و عراق عجم را بدست فروگرفت و تا غايتى استيلا يافت كه به اندك مدت آذربايجان را نيز بستد . قضا را در مولود او نوشته بودند كه به دست امردى مكحول مقتول شود . ناگاه در تبريز آوازهء وصول سلطان اويس بشنود و از آن معنى هراسان گشته به اصفهان بازگرديد . پسرانش شجاع و محمود به استصواب امرا او را گرفته كور كردند و مملكت را بر خود قسمت نمودند ، و آن بيچاره در همان كورى بمرد . واللّه اعلم و احكم . ذكر محمد مردى عالم ، عاقل و بهادر بود و در امر معروف و نهى منكر ، مبالغهء تمام مىكرد . و در سر چون تمناى جهانگيرى پيدا كرد ، طمع در اوقاف و مباحات كرده اكثر مواضع وقفى را به ديوانى داخل كرد و بدنام شد . ذكر شجاع كمال نفس و نيابت حلم داشت و [ تحصيل ] علوم كرده بود . به واسطهء حب جاه ،