معين الدين نطنزى

132

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

بار راه گريز پيش گرفتند و همه آن تمول و تجمل كه آورده بودند برجاى گذاشته راه آذربايجان پيش گرفتند . قضا را جانى بيك از دشت قبچاق با لشكرى گران به آذربايجان آمده بود ، اشرف بىآنكه مصاف دهد يا مقابله كند بر دست لشكر دغدغ [ كذا ] گرفتار شد و در سنهء خمس و اربعين و سبع مايه ( 745 ه / 1344 م ) مقتول گشت . ذكر سيرت پير حسين بن شيخ محمود بن چوبان چون حكومت كرمان را به دست محمد مظفر رجوع كرده خود بر تخت فارس نشست ، بعد از آن‌كه مدت يك سال حكومت كرد قضيهء اشرف و جانى بيك دست داد . او به جهت مدد و معاونت عمّ روى به تبريز نهاد و مىخواست كه تاشى خاتون ، مادر امير شيخ را به جهت نوا با خود ببرد . خاتون بر سر استرى پربار سوار شده از محلهء موردستان مىگذشت . يكى از اراذل چون او را بدان حال ديد از مغابنه دست بر روى خود زد و بگريست . خاتون گفت : بىناموسى از من نيست ، از شماست كه والدهء پادشاه خود را در دست دشمن روا مىداريد و خود را مرد مىشماريد . از اين سخن ، موردستانيان را خون از غيرت به جوش آمد و دست به سنگ و چوب و كلوخ برده محصلان را تارومار گردانيدند و اكثر اغروق پير حسين زير دست‌وپاى عوام تلف گرديد ، و تاشى خاتون خلاص يافت . پير حسين به واسطهء آنكه مهمى اهم از آن در پيش داشت ملتفت نشد . بيچاره را هم در راه ، نزديكان خويش مقيد كرده به درگاه جانى بيك بردند و تخمهء چوپانيان بالكليه بر افتاد .