معين الدين نطنزى

127

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

چنان شد كه روز روشن كسى را در اردو مجال تردّد نماند . نيم‌روز كه ارپا سر غفلت به بالين قيلوله نهاده بود ، امرا كوركهء عصيان را به دوال طغيان در زلزله آوردند و از هر جانبى درياهاى لشكر به جوش درآمد . ارپا خواست كه آن سيل بلا و طوفان ابتلا را پيش‌بندى كند ، ميسر نشد . هم از نزديكانش جمعى كه محل اعتماد او بودند بيچاره را به تيغ گرفتند و مملكت آرميده به بلقاق و بوركميشى روى نهاد ، چنانچه كيفيت آن را در محل خود شرح خواهيم كرد . ذكر جلوس موسى خان بن على بن بايدو « 1 » بعد از قتل ارپا ، چون استقامت مملكت بىپادشاهزاده‌اى كه از اوروغ جنكيز خان باشد ميسر نمىشد ، شيخ حسن كوچك و اشرف اتفاقى كردند ، موسى خان را به سلطنت نشاندند ، اما اختيار تمام به دست شيخ حسن بود . تركمانان [ كه ] خويش مادر شيخ حسن باشند ؛ به تكليفات مالايطاق اهالى تبريز را به جان آوردند ، چنان كه هيچ مرد را اختيار به زن خود نماند و متمولان به دينارى محتاج شدند . موسى خان هرچند كه در ضبط امور مبالغه مىكرد به جائى نمىرسيد ، تا شبى خاتون شيخ حسن به واسطهء رشكى كه لازمهء زنان است خصيتين شوهر خود را در حين مستى بگرفت و چندان بفشارد كه بمرد . بعد از او اختيار امارت به دست اشرف افتاد . چون اول وسيله بود فكر كرد كه مبادا طباع مردمان به حسب خاصيت ، مايل به سلطنت موسى خان شود ، دفع او را اهم مهمات دانست و در سنهء تسع و ثلثين و سبع مايه ( 739 ه / 1339 م ) بيچاره را شهيد كرد . بعد از او على پادشاه را بنشاند . و چون دو سال از آن واقعه بگذشت ، جمعى راهنمونى كردند كه : اغول در خاندان جنكيز خان نمانده است ، همان به كه خود را بر سيرت ملوك ماضى به لقب اشرف ملقب سازى و به ضرب شمشير آبدار اختيار ملك و ملت بستانى . اين سخن او را موافق نمود و على پادشاه را بكشت و اختيار مملكت به دست فروگرفت .

--> ( 1 ) . متن : ذكر جلوس موسى خان ستين اغول .