معين الدين نطنزى
114
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
مظفر مراجعت كرد . و نوبت دوم جمعى از امرا را فرستاد ؛ تا دمشق رفتند ؛ از مصر كسى بيامد و جنگى زيادت واقع نشد . نوبت سيّم همچنان لشكر گران با امرا فرستاد . سلطان مصر ناخبر لشكر را به جنگ ايشان آورد و مقهور بازگردانيد . چوبان در آن ميان جد و جهد بسيار كرد تا لشكر را به تمامت به سلامت بيرون آورد . چون پيش خان رسيدند اندوه و رنج بر او مستولى شد و مريض گشت و در عاشر شوال سنه ثلاث و سبع مايه ( 703 ه / 1303 م ) در حدود قزوين به رحمت حق پيوست . مدفنش در تبريز است در عمارت عالى كه به شام غازان موسوم است . و تا آن غايت از نسل هولاكو خان هيچكدام را مرقد و مدفن ظاهر نشده بود . و تاريخ خانى كه در ايران محاسبات بدان مفروغ كردهاند اندر رجب سنهء احدى و سبع مايه ( 701 ه / 1301 م ) در زمان او وضع كردهاند . و اللّه اعلم . ذكر پادشاهى الجايتو سلطان خدابنده محمد بن ارغون چون در خراسان خبر وفات برادر شنيد الافرنك و امير ارغداق كه بزرگترين امراى خراسان بود ، به واسطهء مخالفت بكشت و به تبريز رفت و بر تخت نشست ، و در آن تاريخ كه بر سرير سلطنت متمكن شد بيست و سه ساله بود . و كامرانترين پادشاهان آن دودمان بوده و آيين و انواع قواعد پسنديده و عدل و احسان كه تا غايت در ايرانزمين بازگويند در زمان او بازديد شد . تقويت دين اسلام به اعلى مدارج كمال مىنمود . جزيه بر يهود و نصارى او نهاد و دولت او روزبهروز در ترقى بوده . از شاهزادگان الوس جغطاى و امراى مصر و شام با او ايل شدند و دم دولت خواهى مىزدند . و عزيمت گيلانات فرمود و مسخر گردانيد و حكام و امراى آنجا را به جان امان داد و خراج ابريشم بر ايشان مقرر كرد . و چون به معمورى مايل بود اركان دولت سعى نمودند و به اندك زمانى شهرى چون سلطانيه بنا كردند و به اتمام