معين الدين نطنزى
110
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
تفليس ] نهاد كه از جسر بگذرد . اجل مجال نداد و به زحمت قولنج درگذشت . سپاهش منهزم شدند و بعضى دستگير شدند . ايشان را به غلامى به هركس داد . و بعد از چندگاه ابقا قاآن « 1 » نيز در ميان طوى كه وزيرش خواجه شمس الدين صاحب ديوان كرده در همدان به موضع قورغ وفات كرد . ذكر پادشاهى احمد خان بن هولاكو خان بعد از برادر پادشاه شد اما ارغون پسر اباقا خان « 2 » منهزم بود به مكر و حيله ارغون را به بهانهء عزا به اردو طلبيد . در كار سلطنت با او مشورت كرد . ارغون از مرگ برادرش منكو تمور كه ارشد آن قوم بود و در آن زمان در بغداد وفات يافت ، خبر نداشت . رجوع به دو كرد . احمد او را به عهدهء خود گرفت . گفت : من از قبل او وكيلم . بنابرآن ارغون با [ ا ] حمد ياغى شد و جمعى از ساير اركان و امرا در مخالفت احمد با ارغون متفق شدند . احمد بدين بهانه برادر خود و جمعى از امرا را بقتل آورد . و امير اليناق كه داماد او بود با شاهزادگان به جنگ ارغون فرستاد و بعد از محاربات بسيار ارغون به دست احمد افتاد . جمعى مردم عاقل احمد را بر قتل ارغون تحريض كردند . نشنيد و محبوس كرد . بعضى از امرا كه هواخواه ارغون بودند با او متفق شدند و غالب مغلوب گشت و ارغون احمد را بگرفت و به وارثان برادر احمد قنقرباى كه به تهمت هواخواهى و اتفاق ارغون كشته بود ، بازداد ، تا به خوارى بكشتند . ذكر پادشاهى ارغون خان بن ابقاقاآن بعد از عم به پادشاهى نشست و شمس الدين صاحب ديوان كه بيست و نه سال
--> ( 1 ) . چنان كه گذشت : اباقا خان و يا آباقاآن . ( 2 ) . متن : اباغا خان .