معين الدين نطنزى

103

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

حسين بر همان مراجعت از جيحون عبور كرد و پناه [ به سراى سالى ] بردند ، [ و بعد ] رو به بقلان برد . سلطان غازى نيز چون به شهر سبز رسيد توابع و حواشى خود را از جيحون گذرانيده در نواحى بلخ قرار گرفت . مغولان بعد از فتح ، دست به نهب و تخريب بر بلاد اسلام دراز كرده به قتل و فساد مشغول شدند . نتيجهء دعاى مظلومان خاصيت خود نمودند و آفت تمام به اسپان ايشان رسيد چنان كه صاحب صد اسپ را يكى مصاحب نماند . از جملهء آن همه لشكر ده هزار سوار متوجه سمرقند شدند . عوام را از استيلاى مغول دست كار از اختيار بازمانده بود و معاينهء هلاك خود را مىدانستند . روز جمعه كه به جامع حاضر شدند جوانى طالب علمى شمشيرى حمايل كرده به منبر رفت و روى به اعيان شهر كرد و گفت : چنانچه نماز و روزه و حج و زكات فرض است دفع اذيت كفار نيز همان حكم دارد . امروز بليّه از اين‌كه مخصوص حال خاص و عوام شدند ، كيست كه متضمن دفع اين امر بزرگ شود ؟ و به حسن اجتهاد پاى جهاد پيش نهاد . بزرگان حاضر ، متفق الكلمه آن را از ذمت خود كرد [ ند ] . بعد از آن او گفت كه : اگر چنانچه متكفل آن شغل بزرگ شود شما اطاعت [ مى ] كنيد يا نه ؟ » مجموع [ عوام ] و خواص به اتفاق دست بر سينه نهادند . آن بزرگ‌زاده خطبه‌اى فصيح بليغ مناسب آن محل بر بديهه انشا كردند . در همان مجلس قريب ده هزار جوان مسلح مكمل با او بيعت كردند . چون از مسجد بدرآمد تا سه روز و سه شب آرام نگرفت و به خواب نرفت ، و آرام نيافت تا مجموع كوچه بندها را ديوار از پيش ببست و يك شايعى كه ممر عام بود بگذاشت و مجموع محلات را به اصول طوايف سپرد . بعد از آن از جمهور خلايق عهدنامه به طالق و مصحف بستد كه از فرمودهء او تجاوز نكنند و مأمور اوامر و نواهى او شوند . بعد از آن قرار داد كه هيچ آفريده از محل خود متعرض خير و شر هيچ‌كس نشوند و تا سواران به پاى ديوار نرسند دست به دفع نجنبانند و شب و روز مترصد جار و ياساق او باشند . بعد از آن هزار نفر كمان‌دار پياده‌رو دلير را بگزيد و به چهار محل بر سبيل كوماك [ - كمك ] بداشت و خود با هزار نفر ديگر سر راه ببست . چون مقدمهء مغول برسيد و صداى شيههء سگ و صفير مرغ در حوالى باغات