معين الدين نطنزى

92

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

ذكر جلوس دانشمندجه « 1 » خان بن جنكشى بعد از قتل قزان سلطان ، امير قزاغن به جهت مصلحت وقت او را پادشاه گردانيد . چون يك سال از جلوس او بگذشت و امور ملكى به كام خاطر او استحكام يافت ، بيچاره را به تهمت آنكه نه از نسل جغطاى است شهيد كرد ، و به استقلال تمام اختيار ممالك ماوراء النهر و تركستان را از حدود خراسان تا سرحد كاشغر بدست فروگرفت ، و اختيار سلطنت به اعتبار امارت مبدل شد . ذكر جلوس بيان قلى خان بن يسور اغلان بعد از قتل دانشمندجه ، امير قزاغن او را بر سرير خانى نشاند ، اما اختيار او را بود . پادشاهى به غايت عاقل ، عادل ، مبارك قدم بوده ، چنان كه در اوان دور دولت او مجموع اصناف ، طوايف مرفه و آسوده گشتند و هيچ‌كس را از هيچ جهتى شكايت روزگار نماند ، و امور دين و دولت به اوج رفعت رسيد . بعد از آنكه امير قزاغن ، چنانچه ذكر خواهد رفت ، كشته شد ، پسر او اميرزاده عبد اللّه پادشاه بيان قلى را بىموجبى شهيد كرد . و از شئامت اين حركت فتنه‌هاى بزرگ قايم شد و هركس در هر گوشه به تمنائى برخاستند . سال دوم از اين واقعه امير بيان سلدوز خروج كرد و اميرزاده عبد اللّه را با اكثر اولاد امير قزاغن بكشت چنانچه كيفيت آن در محل خود مذكور خواهد شد . مدفن او در چغانيان واقع است . ذكر [ جلوس ] الياس خواجه بعد از پدر اولوس جغطاى را به دست فروگرفت . قمر الدين بيچاره را به غدر بكشت و الوس مغول طوايف شدند و هر اميرى به سر خود شدند .

--> ( 1 ) . قبلا : دانشمنجه .