معين الدين نطنزى

82

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

ذكر جلوس جلال الدين سلطان [ بن توقتاميش ] پادشاهى مستعد ، وجيه ، مليح ، فصيح بود ، و اكثر اوقات با مستعدان بنشستى . از غايت سلامت نفس و نهايت جلادت ذاتى ، طريق حزم و احتياط را بالكلى مهمل فروگذاشت و علت غائى ملكى را به طبيعت رها كرد . به واسطهء آن در اندك زمانى خلل بسيار واقع شد و امور صلاح پذيرفته به فساد انجاميد . چون تازيك را در مجلس خاص او اختيارى تمام بود ، امراى مغول به تنگ آمدند و برادرش سلطان محمد را بفريفتند تا در متخيلهء او خيال سلطنت مخمر شد و به اغواى امرا ، سر از گريبان فتنه به درآورد . بعد از آنكه برادرش يك سال سلطنت كرده بود نيم شبى ناخبر او را بر سر مسند خوابگاه فروگرفت و بىمحابا بكشت . بعد از آن جاكيره اغلان كه مدتى مديد در اردوى همايون حضرت سلطان غازى بسر برده بود ، و بعد از وفات حضرتش چندگاه در سايهء خداى داد بن حسين و چند مدت ديگر در ظل حمايت شيخ نور الدين بن سارى بوقا فتنه‌هاى بزرگ انگيخته دفعهء آخر خود را به خوارزم افكنده بود ، بعد از قتل جلال الدين سلطان او را داعيهء تمچهء الوس اوزبك خان در سر افتاد و بىالتفاتانه متوجه شد . پيش از وصول او سلطان محمد مستقل شده بود ، به دفع او مرتكب شد و هم در صدمهء اول او را با مجموع توابع و حواشى كه داشت تارومار گردانيد ، و چندگاه آن مملكت عريض وسيع در تصرف او بود . و جاكيره اغلان بر قاعدهء اول بىسامان و بىخان‌ومان در آن نواحى بسر مىبرد . و اللّه اعلم . ذكر جاكيره اغلان ايدكو در خوارزم محصون بود ، ناگاه جاكيره با او ملحق شد . به اتفاق الوس را فرو گرفتند و در ضبط آوردند . و اين زمان پادشاه جاكير [ ه ] و امير الوس حاكم به اختيار ايدكو است . مىگويند كه جمعى از مردم و اوباش و قازاق به جبار بردى بن توقتاميش پيوسته‌اند و او نيز قوتى پيدا كرده است . و اللّه اعلم .