معين الدين نطنزى

78

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

قازانچى بهادر كه ركن اعظم دولت تيمور بك خان بود ، با جمعى از مشاهير از او متخلف شده به توقتاميش ملحق گشت . بعد از آن به تواتر و ترادف جوق جوق روى به درگاه او نهادند تا به اندك فرصتى غلبهء تمام با او پيوستند . بهارگاه آن سال كه مطابق خمس و ثمانين و سبع مايه ( 785 ه / 1383 م ) باشد ، به غلبهء هرچه تمام‌تر متوجه قصد تيمور بك خان شد و در موضعى كه به قراتال موسوم است مصاف داد و او را منهزم گردانيد . در آن وقت كه سلطنت الوس اوزبك بر تيمور بك خان مسلم شد حكومت تومانات سول‌قول را كه با آق آورده منسوب است به ابن عم خود [ محمد اغلان رجوع كرده بود . بعد از حالت اين انكسار به محمد اغلان پيوست و مشورت كرد دگرباره به تقويت او لشكر به سر توقتاميش آرد ] . محمد اغلان را معلوم شده بود كه الوس بالطبع مايل توقتاميش‌اند ، تيمور بك اغلان را از آن نيتى كه داشت منع كرد . تيمور بيك از غايت قهر و غصه به تصور آنكه او را نيز با توقتاميش اخلاص هست هم در مجلس بكشت و سوگند خورد كه : هركه مرا از اين توجه منع كند سياست كنم . و بالفور عازم شد . قضا را در حين مقاتله هم در صدمهء اول گرفتار گرديد و به ياساق رسيد . بالتى چاق را كه امير الامرا بود در قيد اسر در درگاه توقتاميش آوردند . چون حسن اعتقاد و نيكو دلى او شهرتى تمام داشت توقتاميش با او گفت كه : اگر مرا همچو پادشاه خود بشناسى يك سر موى اعزاز و احترام تو فروگذاشت نكنم و عنان اختيار ملك و مال را به دست اهتمام تو سپارم . بالتى چاق بر خود بلرزيد و جواب داد كه : اگر دست من بسته نبودى جواب تو گفتى . كور باد آن ديده كه ترا به جاى پادشاه خود تواند ديد . اگر نفاذ حكمى دارى فرمان فرماى كه مرا نيز سياست كنند و سر پادشاه را بر بالاى سر من و جسد او را بر سر جسد من بنهند تا چون پيش از او نمردم بارى پيش‌تر از او به خاك شوم . توقتاميش ملتمس او را مبذول داشت . بعد از آن مملكت اوزبك در تصرف او شد . ذكر جلوس توقتاميش [ بن توى خواجه اغلان ] مادرش كوتن كونجك از نسل قونكغرات بوده . پادشاهى مستعد ، ذو شوكت ،