عبد القادر بن ملوك شاه بداونى

59

منتخب التواريخ ( فارسى )

تكلّفى نيست و فقير در زمان حكومت حسين خان چون به لكهنو رفته با ميان ملاقات نمودم از تصنيفات او دو چيز غريب ديدم ، اول رساله‌اى كه از طول چهارده سطر و از عرض نيز همان‌قدر سطور به جدول نوشته بودند و احكام و مسايل چهارده علوم از اين استخراج مىيافت ، دوم پنج مقامه از رساله‌اى كه عبارتى به روش مقامات حريرى داشت و آن را قيطون نام نهاده بود و تصنيفات ديگر هم مىگفت كه غير از آن دارم ، اما بنى اعمام او مىگفتند كه اين رسالهء چهارده علمى و قيطون تصنيف حكيم زبرقى است كه در جونپور آمده با قاضى شهاب الدين مشهور معارضه نمود و در تقلّبات روزگار در كتبخانهء شيخ اعظم لكنهوى كه ثانى امام اعظم خطاب يافته بود رسيده از آنجا به ميان إله داد كه از اولاد شيخ اعظم است انتقال يافته - و اللّه اعلم . مير سيّد جلال الدين قادرى آگره از اكابر سادات آگره است و در زهد و توكّل شأنى داشت و از ابتدا تا انتها گوشهء عزلت اختيار كرده از صحبت اغنيا محترز بودى و بىتكلّف و بىتعيّن مىزيست و از جانب حضرت غوث صمدانى ، قطب ربّانى ، ساكن كشور لامكانى شيخ محيى الدين عبد القادر جيلانى - رضى الله عنه و ارضاه عنّا - مريد مىگرفت تا عالم فانى وداع كرد . اكنون فرزند رشيد وى ميرسيّد داود قايم‌مقام پدر بزرگوار است و به فقر و مسكنت و غربت مىگذراند و چون كوكبهء دولت قاهرهء مباركه و طنطنهء عظمت اولاد امجادش از افق محروسهء آگره روزبه‌روز ارتفاع يافت شعلهء اين بيچارگان فرو نشست و ديگر خانواده‌هاى مرحوم نيز بر اين قياس رو به ويرانى نهاد . بيت : صد هزاران طفل سر ببريده شد * تا كليم اللّه صاحب ديده شد شيخ حسين اجميرى شهرت چنان دارد كه از نباير حضرت قطب المشايخ سلطان الواصلين خواجه معين الدين سجزى « 1 » چشتى است - قدّس الله روحه - اما چون پادشاه را در اوايل حال اعتقاد به

--> ( 1 ) . در اصل : سنجرى .