عبد القادر بن ملوك شاه بداونى
48
منتخب التواريخ ( فارسى )
ولايت بيع ولدان هردو را به طريق اجتماع باشد و دليل بر ولايت هيأت افرادى چيست و استفتاى شيخ مبارك را نگاهداشتند و آن استفتاى سابق را به فقير دادند . چون آن را پيش شيخ مبارك آوردم آفرين بر فقاهت ميان حاتم نموده گفت كه به ايشان بعد از دعا از جانب من بگوى كه ما به جهت همين وقت مهر خود را در آنجا ثبت نكرديم و چون به شيخ بهاء الدين نمودم ، گفت : چون مفتيان ديگر به امضا رسانيده ثبت نموده بودند ، اعتماد بر قول ايشان نموده در آن تعميق نكرديم و الحق مساهله واقع شد و اين هم از حقّ بينى و حقّپرستى و نيكنفسى و انصاف شيخ بهاء الدين مفتى بود كه باوجود آن عظمت و كمال قايل به تقصير خويش گشت . بيت : بر سر آن نامه كه آصف نوشت * قد رحم الله من انصف نوشت توفيق افاده و افاضهء هفتاد ساله يافته در سنهء 968 ه . از عالم فانى درگذشت و تاريخ فوتش سابق مذكور شد كه عند مليك مقتدر يافتهاند و شيخ عبد الحليم « 1 » نام پسرى قايم مقام خود در مقتدايى و مشيخت گذاشت نه در ملّايى و در سنهء 989 ه . او هم به پدر بزرگوار خويش ملحق گرديد و چند پسر ناخلف از او وارث ماندند . فرد : چند به ناز پرورم مهر بتان سنگدل * ياد پدر نمىكنند اين پسران ناخلف مولانا عبد الله سلطان پورى از قوم انصار است . آبا و اجداد او در سلطانپور آمده سكونت اختيار كرده بودند . از فحول علماى زمان و يگانهء دوران بود ، خصوصا در عربيّت و اصول فقه و تاريخ و ساير نقليّات صاحب تصانيف لايقهء رايقه است ، از آن جمله كتاب عصمة انبيا و شرح شمايل النبى - صلى الله عليه و سلم - مشهور است . از پادشاه جنت آشيانى رحمه الله خطاب مخدوم الملك و هم شيخ الاسلامى يافته بود . در ترويج شريعت غرّا هميشه سعى بليغ مىنمود و سنّى متعصّب بود ، خيلى از ملاحده و روافض به سعى او بهجايى كه جهت ايشان آماده ساخته بودند رفتند و از نهايت غلو دفتر ثالث روضة الاحباب را مىگفت كه از امير جمال الدين محدّث نيست . در آن سال كه فتح گجرات شد و او در فتحپور وكيل
--> ( 1 ) . در دو نسخه : عبد الحكيم .