عبد القادر بن ملوك شاه بداونى
24
منتخب التواريخ ( فارسى )
ودود يا ودود مىگفته باشند . به اين تقريب يك روز با مخدوم الملك يا يك شب « 1 » بوده كلمهء چند از مواعظ و نصايح بلند و معارف و حقايق ارجمند فرمودهاند او متأثّر شده از همانجا ايشان را به اعزاز بازگردانيده . گاهى كه در مجلس شريف ايشان ذكر ورع و تقوى ميان حسام الدين طلبنه رحمه الله ( كه شمّهاى از جلايل اوصاف او در نجات الرشيد مذكور شده ) مىرفت ، مىفرمودند حيف كه ميان از شوق و محبت ذاتى حق تعالى بازمانده مقيّد به اخلاق گشت . ع : حفظت شيئا و غابت عنك اشياء ع : آخر بنگر كه از كه مىمانى باز و شأن حضرت شيخ در بذل و ايثار چنان بود كه در هرچندگاه خواه در سالى يك بار خواه دوبار هر نقد و جنس كه از فتوحات جمع مىشد همه را به تاراج مىدادند و خود و زوجهء مطهّره در حجرهاى كه مسكن بود غير از كوزهء سفالين با خود و بورياى كهنه نگاه نمىداشتند و چون خزانه را پر مىديدند ، بار ديگر نيز همچنين يغما مىفرمودند و با وجود اين در ايّام ميلاد و عرس حضرت غوث اعظم - رضى الله عنه - صرف ما يحتاج اليه زوّار از طبقات عوام و خواصّ الناس كه قريب به صد هزار كس كم و بيش جمع مىشدند همه از لنگر خانقاه بود و هنوز آن تصرّف به حمد اللّه به حال خود است بلكه به مراتب از آن زياده . بعضى از آن كلمات ميمنت سمات كه بر زبان الهام بيان و حقايق ترجمان مىگذشت اين است كه : بسم الله الدليل الهادى فى ظلمات البحار و البوادى . اثر اين كلمهء قدسيّه در مخاوف و مهالك ديده به كرّات تجربه شده و ديگرى ، شعر : سبحان من فى ذاته افكارنا تتحير * سبحان من فى دركه ابصارنا تتطير « 2 » و امثال اين ادعيه و تسبيحات و اذكار و فقرات بسيار است و سجع مهر آن حضرت كه خود يافتهاند اين بود ، شعر : محى داؤد عن اسم و رسم * فانّ الفقر يمحو كلّ وهم چون جامع اين اوراق در عهد بيرام خان كه بهترين عهدها بود و هند حكم عروسى
--> ( 1 ) . چنين است در هرسه نسخه . ( 2 ) . در نسخهها - تطمير - مرقوم است .