عبد القادر بن ملوك شاه بداونى
18
منتخب التواريخ ( فارسى )
مىداشت و به تلاوت قرآن مجيد و اذكار و دعوات و نوافل صرف اوقات مىنمود ، چنان كه يك ساعت از عمر گرامى او ضايع نمىشد و چون من به بطالت نمىگذشت . فرد در حقّ گلاب و گل حكم ازلى اين بود * كين شاهد بازارى و آن پردهنشين باشد و در همان ايّام از عالم رحلت گزيد و يقين است كه ايمان به سلامت برده معتكف روضهء رضوان شده باشد . سنّ شريف حضرتش از هشتاد متجاوز گشته در آن سنّوسال هم توالد و تناسل از او مىشد و رحلت او از اين رباط فنا در سنهء 979 ه . بود . شيخ بهيكن كاكرى كه قصبهاى است از توابع لكهنو اعلم العلماى روزگار و متورّع و متشرّع و در تقوى امام اعظم ثانى بود . سالها به درس و افادهء خلايق اشتغال داشت حافظ كلام مجيد به هفت قرائت بود و شاطبى را درس مىفرمود و خلافت از ميرسيد ابراهيم ايرجى - قدّس الله روحه - داشت كه اعلم العلماى روزگار خود بود و هرگز سخن تصوّف در مجلس نمىگفت مگر در خلوت با محرمان راز و سخن وى است كه : اگر نكتهء توحيد بر علانيه گويند رجعت بر گوينده يا بر اهل عالم كند . سرود نشنيدى و به ظاهر منع فرمودى . اولاد و احفاد بسيار صاحب كمال دارد كه همه به حليهء صلاح و تقوى و دانش و علم و فضايل آراسته بودند . جامع اين منتخب در صحبت محمد حسين خان مرحوم در لكهنو به ملازمت آن بزرگوار مشرّف شد . ماه مبارك رمضان بود كه شخصى كتابى از علم منطق آورد تا سبق فرمايد . فرمود كتابى از علوم دينى بايد خواند . وفات شيخ در سنهء 981 ه . بود . شيخ سعدى نيز از مشايخ عظام است ، خلافت از پدر بزرگوار خويش شيخ محمد - روح الله روحه - داشت و شيخ محمد شرحى فارسى بر شاطبى نوشته قريب به هفتاد جزو ، و خلف صدقش شيخ سعدى صاحب وجه و حال قوى بود و ظاهر و باطن مصفّا داشت و دايم منبسط و منشرح بودى و خوشوقت و آزاد زيستى به يكى از احباب در