عبد القادر بن ملوك شاه بداونى
9
منتخب التواريخ ( فارسى )
تا آنكه مشفوع عنه خود شرمنده شده و خجلتزده در پاى او مىافتاد و حاجت آن فقير را سمعا و طاعة برمىآورد . روزى در خانقاه سلطان المشايخ شيخ نظام اوليا - قدّس اللّه سرّه الاصفى - در مجلس سماع به رسمى كه معهود است حاضر بود . ناگاه ديوانهء ابترى صيحه كرده و دست بر زانوهاى شيخ برده و برداشته او را سرنگون بر زمين زد تا دستارش پريشان شد و المى نيز رسيد و هيچ اثر تغييرى در بشرهء او پيدا نبود و اين معنى را در آن وقت حمل بر حال و وجد ديوانه نموده معذورش داشتند تا باز همان از آن ديوانه اين اداى قبيح سربرزد و حاكم شهر ارادهء زجر و ضرب و تهديد آن پريشان كرد و شيخ عذرخواهى او بسيار نمود و دست و پاى او را بوسيده در حمايت خويش نگاهداشت و نگذاشت كه تعرّض به او رسانند . در علوم ظاهرى هم كامل مكمّل بود و تفسير عرايس و عوارف و فصوص الحكم و شروحش به تلامذه درس گفتى و صاحب تصانيف مشهوره است از آن جمله رسالهء عينيّه است كه در مقابلهء غيريّهء شيخمان پانى پتى نوشته و بسيارى از مسايل غامضهء وحدت وجود و موافق كشف ارباب شهود در آنجا مذكور شده فقير در ايام فترات خانخانان و بعد از آن نيز به چند سال در درس آن صاحب كمال بعضى كتب و رسايل تصوف استماع و استفاده نموده و الحمد لله و در سنهء 975 ه . شهباز روحش به اوج بقا پرواز نمود و « قطب طريقت نماند » تاريخ يافته شد و چون در رسايل تصنيفات و رقعات ذرّهء ناچيز عبد العزيز مىنوشت « ذرّهء ناچيز » نيز تاريخ يافتهاند . شيخ سليم چشتى از اولاد مخدوم شيخ فريد گنجشكر - قدّس الله روحه - اصل او از دهلى است و نسبت انابت و بيعت به خواجه ابراهيم [ كه به ششم واسطه فرزند سجادهنشين خواجه فيّاض مرتاض فضيل عياض است رحمة الله عليه ] دارد و از راه خشكى و ترى دوبار از ديار هند به طواف حرمين الشريفين رفته و با سير روم و بغداد و شام و نجف اشرف و ديگر بلاد مغربزمين عنان توجّه معطوف داشته تمام سال در سفر مىگذرانيد و وقت حج به مكّهء معظّمه رسيده باز متوجّه سير بود و به اين طريق بيست و دو حج گزارد ، چهارده در مرتبهء اولى و هشت در مرتبهء ثانيه و در اين مرتبهء اخيره چهار سال در مكّهء معظّمه و چهار سال