عبد القادر بن ملوك شاه بداونى

62

منتخب التواريخ ( فارسى )

به قتل رسانيدند ، شعر : نبايد تيز دولت بود چون گل * كه آب تندرو زود افكند پل وزارت به صدر الملك نجم الدين ابو بكر تفويض يافت و ملك غياث الدين بلبن خرد كه اول خطاب الغ خانى يافت و بعد از آن به سلطانى رسيد ، امير حاجب گشت و حكومت ناگور و سند و اجمير بعده به ملك عز الدين بلبن بزرگ مقرر شد و بداؤن به ملك تاج الدين تفويض يافت و در اين سال عز الدين طغا خان كه از آگره به جانب لكهنوتى رفته بود شرف الملك اشعرى را نزد سلطان علاء الدين با عريضه فرستاد و سلطان چتر لعل و خلعت خاص مصحوب حاكم اوده براى عز الدين طغا خان در لكهنوتى روانه داشت و هر دو عمّ مذكور خود را از قيد بر آورده خطّهء قنوج به ملك جلال الدين و بهرايج به ملك ناصر الدين محمود حواله نموده و از ايشان آثار پسنديده در آن ديار به ظهور رسيده و در سنهء اثنى و اربعين و ستمائة ( 642 ) افواج مغول به ديار لكهنوتى رسيدند . قياس اين است كه مغولان از راه تبت و خطا آمده باشند و سلطان علاء الدين تيمور خان قرا بيگ را به جهت امداد طغا خان در آن ديار فرستاد و مغول هزيمت يافت و ميان طغا خان و ملك قيران مخالفت به هم رسانيد . طغا خان به دهلى آمد و لكهنوتى بر تيمور خان قرار يافت در اين سال لشكر مغول به نواحى اچه رسيده تاخت آورد و سلطان به سرعت تمام كوچ در كوچ به كنار آب بياه رسيد و مغول دست از محاصره اچه بازداشته روى به فرار نهادند و سلطان به دهلى رسيده روش اخذ و قتل پيش گرفت و امرا و اكابر از او برگشته به اتفاق ملك ناصر الدين محمود بن شمس الدين را از بهرايج طلبيدند . چون به دهلى رسيده در سنهء اربع و اربعين و ستمائة ( 644 ) سلطان علاء الدين مسعود شاه را در حبس كشيدند و از آن حبس به زندان‌خانهء جاويد شتافت . بيت : چنين است آيين گردنده دهر * كه بخشد به لطف و ستاند به قهر و مدت سلطنت وى چهار سال و يك ماه بود .