عبد القادر بن ملوك شاه بداونى

58

منتخب التواريخ ( فارسى )

كرگ حمله گرگ‌پويه شيرزهره پيل‌تن * رخش تست اى يل غلامت همچو رستم صدهزار خسروا در مدح تو بر گرگ و كرگ و شير و پيل * گشته‌ام قادر به امر صاحب چرخ اقتدار پيلتن شيرافكن گرزت اگر خواهد دهد * گرگ را چون دم كرگس بر سر گردون قرار آن وزيرى كز براى گوشمال گرگ چرخ * دل نهاده همچو كرگ و پيل و شير از اضطرار بىفسون گرگ و زور كرگ عزمش مىزند * بر سر پيلان كژك در ديدهء شيران شرار خورده در ملك تو شاه از پيل‌بند حزم تو * شير ظلم و گرگ مكر و كرگ فتنه زينهار اى قدر قدرت به فرمان وى از فرّ تو شاه * چون قضا بر كرگ و گرگ و شير و پيلى كامكار چرم و شاخ و موى و اشك از كرگ و گرگ و شير و پيل * در ره جان و دل و طبع و زبان آيد به كار از براى جوشن و كفشت سپهر گرگ‌خوى * اشك و چرم از پيل و شير و كرگ چون كرد اختيار بر تو اين گرگ كهن از پيل و شير و كرگ از آن * چرم هديه پوست تحفه آورد دندان نثار گرگ ماده چپ دهد شير نرى را در شكون * گر به پيش پيل كرگ‌اندازت آيد در شكار پيل بخشا در بداؤن بايدم ويرانه‌يى * گرچه جاى گرگ و كرگ و شير باشد اين ديار تا كه شير و پيل باشد در مهابت همقدم * تا كه گرگ و كرگ باشد در كتابت يك شمار