عبد القادر بن ملوك شاه بداونى
54
منتخب التواريخ ( فارسى )
خانهء صنعت نماند آنچه هست آثار او * بر تن هر مور پيدا بر سر هر مو عيان خال بر چهرهء عروسان چون نقط بر آينه * موى بر روى شهان چون مورچه بر ارغوان گرسنه در ره به امر تست مور بىشكم * شير بر تن از عطاى تست موى بىروان آنكه مويى سر نپيچد از درت بر درگهش * گشت مور بىزبان چون سوسمار مدحخوان در رهت چون مور بُد بيخواب و بيخور لا جرم * ماه را چون مو دو نيمه كرد از تيغ بنان آيتى چون صبح صادق مو شكاف اندر كلام * امتش بر كردمان دين چو موران كامران هفت اندام چو سيم چرخ گشتى مورچه * چون برافكندى ز مشكين مويهايش طيلسان بُد چو موران بر زمينش در طريق فقر زيست * زان كم از موى مژه آمد به چشمش آسمان اندران موضع كه پر چون مور افكندى ملك * گر سر مويى نهادى پاى پيش از آشيان مو صفت اندر شفاعت از سبك روحى چنانك * از پى مورى سر مويى برو نامد گران بر خطا رفت ار پى مورى نمودش معذرت * بىعطا ماند ار سر مويى نشد هم داستان يك سر مو اندران شب ديد نورانى سراى * همچو مورش سر برآمد در هواى لا مكان ديده اندر لقمهء چرب جهان موى فنا * راه معده بست همچون مور زين پرورده خوان