عبد القادر بن ملوك شاه بداونى
15
منتخب التواريخ ( فارسى )
كشيده نشاندند و با تمام لشكر و خزاين سوى امير مسعود گردانيده و به هرات رفته او را ديدند و مدت حكومت امير محمد مكحول پنج ماه بود و به قول قاضى بيضاوى چهارده سال و مدت حبس او نه سال ، و الله اعلم . و صاحب لب التواريخ مىنويسد كه محمد بن محمود در عهد پدر در اوايل حال چهار سال در غزنه پادشاهى كرده بعد از آن به حكم برادرش مسعود نه سال محبوس بوده و بعد از قتل مسعود يك سال ديگر نيز حكومت راند و درگذشت . شعر : اميرى را كه بر قصرش هزاران پاسبان بينى * كنون بر قبّهء گورش كلاغان پاسبان « 1 » بينى سر الب ارسلان ديدى ز رفعت رفته بر گردون * به مرو آ تا به خاك اندر تن الب ارسلان بينى شهاب الدوله سلطان مسعود بن محمود به اتفاق امرا و وزراى محمودى بر تخت سلطنت جلوس فرمود ، از هرى به بلخ آمده زمستان گذرانيده و احمد بن حسن ميمندى را كه سلطان محمود در قلعهء كالنجر محبوس داشت طلبيده وزارت داد و از بلخ به غزنين آمد و از آنجا به قصد سپاهان و رى عزيمت نمود و به هرات رسيده با تركمانان به جنگ در پيوست و فتح ناكرده بلكه شكست يافته بازگشت و به سبب ضعف حال او تركمانان روز به روز قوّت مىگرفتند تا كار به آنجا رسيد كه رسيد . و در سنهء ثلث و عشرين و اربعمائة ( 423 ) احمد بن حسن ميمندى درگذشت ، و در سنهء اربع و عشرين و اربعمائة ( 424 ) سلطان مسعود قصد به تسخير هندوستان داشته بر سر قلعهء سرستى كه در راه كشمير واقع است رفته محاصره كرد و بگشاد و با غنايم بسيار به غزنين رفت ، و در خمس و عشرين و اربعمائة ( 425 ) سلطان مسعود تسخير آمل و سارى كرد و تا كالنجار « 2 » و طبرستان رسولان فرستاده خطبه و سكهء خود درست نمود . تغدى بيگ حسين بن على بن ميكال را به لشكر انبوه از نيشابور بر سر تركمانان فرستاد و جنگ
--> ( 1 ) . قافيه مكرر است . ( 2 ) . در نسخه : كالنجر .