سيد اصيل الدين عبد الله واعظ
133
مقصد الاقبال سلطانيه ومرصد الامال خاقانية ( فارسى )
قدوة الاوليا فى الآفاق * مير جعفر چوسوى عقبى رفت غلغل افتاد در ملائك عرش * كه ولى خدا ز دنيا رفت بهر تاريخ فوت او گفتند * قدوة الاوليا به عقبى رفت 1028 بابا عليشاه مجذوب از ابدالان زمان خود بوده امورات غريبه و حالات عجيبه از وى بسيار نقل مىكنند . از آن جمله آن است كه در اوان سلوك جذبهاى به ايشان رسيده بود . و در آن حالت آلت رجوليت خود را بر سنگى نهاده و سنگى ديگر برداشته و بر آن چندان زده كه ريشه شده . و بعد از آن آن را شانه مىكرده . يقين تا آدمى را موهبت عالى از عالم بالا نرسد طاقت چنين مشقت نخواهد آورد . روزى سلطان حسين ميرزا را بر تخت ديده كه از درب فيروزآباد بيرون مىآورند . پرسيد كه : « اين چه مرغ است كه در قفس كردهاند ؟ » حاضران گفتند كه : « اين پادشاه عصر است ، سلطان حسين ميرزا . » جواب داد كه : « مگر شاهرخ ميرزا مرده است كه پادشاهى به دو رسيده است . » و ازين سخن چنين معلوم مىشود كه بابا از زمان ميرزا شاهرخ تا ايام سلطنت سلطان حسين ميرزا در استغراق بوده و از گردش اطوار سلطنت خبرى نداشته . و نيز آوردهاند كه روزى حضرت مولانا عبد الرحمن جامى قدس سره و شيخ الاسلام هرات و چند نفر ديگر از علماء در مجلس بابا حاضر شدند . وقت نماز بابا به قصد امامت پيش رفته اين بيت را خوانده : « بيت » اى پرى گر مىپرى بر بام قصر آن پرى * نامهء خود را به دستت مىدهم آنجا برى و احرام نماز بسته مولانا عبد الرحمن جامى بىتوقف اقتداء كرده و