سيد اصيل الدين عبد الله واعظ

116

مقصد الاقبال سلطانيه ومرصد الامال خاقانية ( فارسى )

شيخ محى الدين بن العربى قدس سره مشكلى پيش آيد آن را به خدمت مولانا درويش على القا مىكنم فى الحال رفع آن مشكل مىشود با وجودى كه آن امى است و چيزى نخوانده . » و قبر وى در گازرگاه شريف نزديك به حوض آشكارا . شيخ درويش محمد گازرگاهى [ ر ح ] سردفتر مشايخ روزگار بوده و كرامات بسيارى از وى منقول است . گويند از تاجران هرات به سفر دريا رفته بودند . در ميان دريا كشتى ايشان نزديك بود كه غرق شود . التجا به درويش محمد برده بودند . ناگاه ديدند كه در روى دريا پيدا شد و كشتى ما را نجات داده در كنار كشيد . وفاتش در سال هشتصد و نود هجرى و قبرش در گازرگاه است . مولانا شمس الدين ( محمد پاى گنبد ) در علوم ظاهرى و باطنى صاحب كمال بوده . عزيزى نقل كرده كه : « به ملازمت وى رفتم . لطف بسيار نمود و گفت : ما را فراموش مكن . من متحير شدم . چون يك هفته بگذشت از دنيا رحلت كرده بود . » وفاتش در سال نهصد و پنج هجرى . مدفنش در قريهء فراشان است . خواجه عبد اللطيف الصوفى بسيار بزرگوار و عاليقدر بوده و حالات عجيبه و مقامات غريبه داشت . و گفت : در اوان سلوك روزى مرا ميل ماهىفروشى شد ، به جاى ماهىفروش رفتم و چند ماهى بريان خريدم و به دكان در شدم . ديدم كه پيرى بغايت باصفا و نورانى نشسته . بر وى سلام كردم و چند ماهى را پيش وى نهادم . وى جواب سلام مرا باز داد و از سر اشتها تناول كرد . من گفتم : « ديگر ميل دارى ؟ » گفت : « دارم . »