شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
41
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
اثناى آن مراقبت « 1 » ، خيال سيامك « 2 » ديد كه با فرحى مفرط و مسرت وافر و اهتزازى عظيم درنظر آمد و گفت ؛ لمصنفه « 3 » : اى باستحقاق ، شاه كامكار * وى شهنشاه همايون روزگار وى ز جودت موج دريا يك حباب * وى ز خشمت جوش دوزخ يك شرار نيست در بذل تو ذلّ امتناع * نيست در برّ تو رنج انتظار اطرح عنك واردات الهموم بعزائم الصّبر و حسن اليقين * 39 صبور باش كه صبر ، پشت و پناه هزيمتشدگان ثبات و قرار است و قلبشكن لشكر نوايب ليل و نهار . در تنگناى توهمات انديشه ، اوست كه بىدلان را دلدارى كند و در كمينگاه فزع و فرار ، اوست كه عنانگير نفس بىقرار شود . در دفع خدنگ ستم گردش گردون * بهتر ز كفايات الهى سپرى نيست در ذوق خرد چون صبر صبر به گيتى * در تصفيه حادثه شهد و شكرى نيست ياقوت صفت باش كه در جملهء احوال * از آتش و از آب مر او را ضررى نيست هرقربتى و كرامتى را جزا و پاداش به مكيال حسابى يا به ميزان تقديرى دهند ؛ جز مثوبات * 40 صابران كه از حدّ « 4 » حصر و حيّز احصا متجاوز است كما قال اللّه تعالى : إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ * 41 و روح اللّه [ على نبيّنا و عليه السلام « 5 » ] گفت : انّكم لا تنالون ما تحبّون الّا بالصّبر على ما تكرهون * 42 و للّه درّ القائل * 43 و ليس الفتى من حيّر الخطب صبره * و لكنّه من حار فى صبره الخطب * 44 دلا در بند محنت صابرى كن * مگر بيرون برى جان از مهالك جهان همواره « 6 » بر يك حال نبود * لعلّ اللّه يحدث بعد ذلك
--> ( 1 ) - ج : خيال و مراقبت ( 2 ) - ب و ج : سيامك را . ( 3 ) - ب و ج : - لمصنفه ( 4 ) - ب : عدّ ( 5 ) - اساس : ندارد . ( 6 ) - ب و ج : هموار .