شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
32
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
ذكر پادشاهى كيومرث « 1 » كه مقدم « 2 » ملوك « 3 » عجم است مورّخ كه تاريخ عالم نهاد * ز گفتار موبد چنين كرد ياد كه تا كرد بنياد گيتى خداى * ز شاهان با فرّ و فرهنگ و راى نخستين خديوى كه كشور گشود * سر پادشاهان ، كيومرث بود چو زينت گرفت از رخش تخت و تاج « 4 » * بينداخت از مرد دهقان خراج به داد و دهش خلق را وعده كرد * جهان را به نام نكو زنده كرد « 5 » ازو گشت پيدا سخنگسترى * رعيتنوازى و دينپرورى نه آن كرد با مردم « 6 » از مردمى * كه آيد در انديشه آدمى به آزردن كس نياورد راى * برون از خط عدل ، ننهاد پاى به بازارگانان رها كرد باج * نجست از مقيمان شهرى خراج ز ديوان دهقان قلم برگرفت * ز بيچارگان هم الم برگرفت كارآزمايان گردش روزگار و مشكلگشايان قصص و اخبار ، چنين اخبار مىكنند كه شاه كيومرث از اسباط * 1 مهيائيل بود و امام حجة الاسلام محمد الغزالى نوّر اللّه مرقده در كتاب نصيحة الملوك ذكر مىكند « 7 » كه برادر شيث بود و جمعى گويند از اولاد نوح
--> ( 1 ) - ب : - كه ( 2 ) - ج : نخستين ( 3 ) - ج : پادشاهان ( 4 ) - ج : چو زد تكيه بر تخت و بنهاد تاج ( 5 ) - اساس : در حاشيه « زنده كرد » . ( 6 ) - ب : با مرد آن مردمى ( 7 ) - ب و ج : كرده