شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
23
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
و نور العدل منه فى ازدياد * و ثغر الفضل منه فى ابتسام * 124 و آنچه او را خلّد اللّه ملكه از « 1 » اقتناى ذخاير مثوبات به ضبط مصالح خلق و اقتناص * 125 شوارد حسنات به حفظ امانت حق و اعتماد و توكل در كلى امور به فضل و كرم آفريدگار « 2 » و توسل « 3 » و اتكال على كلّ حال به عون و لطف ذو الجلال « 4 » ملكه شده است ، ديگر ملوك نامدار و خسروان روزگار را « 5 » هزار يك آن دست نداده و صحيفهء مفاخر ايشان به شطرى * 126 از آن مآثر موشّح و مزين نگشته : آنچه او ديد از جلال و مرتبت ، خاقان نديد * و آنچه او كرد از نوال و معدلت ، دارا نكرد و بر صدق اين دعوى و صحّت اين قضيّت چند گواه عدل هست كه كدورت زور * 127 ، زوال شهادت آن را تيره نگرداند و گرد نقص و غبار اعتراض بر دامن « 6 » دلايل آن ننشيند . يا صادق الوعد خذ يمينا * ليس عليه غبار مين انت حيوة لكلّ نفس * و انت نور لكلّ عين * 128 يكى آنكه در عنفوان جوانى و ريعان شباب كه مجال وساوس شيطانى فسيحتر باشد و ميدان هواجس * 129 جسمانى وسيعتر ، دست رد بر روى منكرات و مناهى نهاده است و معاصى « 7 » و ملاهى را پشت پاى زده و تحرى رضاى الهى را به « 8 » تبع هواى پادشاهى تقديم نموده و تخلق به اخلاق اوليا را بر تأسّى به سيرت ملوك و پادشاهان دنيا ترجيح نهاده . نكرده بهر رضاى خداى عز و جل * نه چشم سوى غزال و نه گوش سوى غزل تا به بركات اين معاملات ، « 9 » بازار فسق و فجور فتور گرفت و متاع شر و فساد روى به
--> ( 1 ) - ج : - از ( 2 ) - ب و ج : پروردگار ( 3 ) - ب و ج : + و استظهار ( 4 ) - ج : كردگار ( 5 ) - ب و ج : صد هزار يك ( 6 ) - ج : - دامن ( 7 ) - ب : مغارف . ج : معارف . ( 8 ) - ب و ج : بر تتبع ( 9 ) - ب و ج : علامات