شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

403

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

" ذكر پادشاهى كاووس كى و زمان سلطنت او " ( * 1 ) - فكم من غريب . . . : چه‌بسيار شخص غريبى كه بخششهاى او در پناهش گرفت و چه بسيار شخص بينوايى كه عطايش او را بىنياز كرد . ( بخشش او پناه غريبان و عطايش بىنيازكننده فقيران بود ) ( * 2 ) - الوفر عند نواله و النّيل . . . : عطا و بخشش او همراه با فراوانى است ، سوال و خواهش از او همراه با رسيدن به آرزوست و با حمله او در جنگ ، مرگ همراه است و اعمالش همانند سخنانش است و دست چپ او همانند دست راستش و دست راستش همانند دست چپش است . ( * 3 ) - در تاريخ بلعمى از لشكركشى كاووس به مازندران سخنى به ميان نيامده ، بلكه لشكركشى به يمن را ذكر كرده و چنين گفته است : " ( كيكاووس ) سپاه برگرفت و به يمن رفت ، ملك يمن مفلوج بود به دست و پاى ، كيكاووس بيامد و حمير بن قحطان بيامد و با لشكر عرب ، كيكاووس را بشكست و اسير كرد و در چاهى كرد . پس خبر به رستم رسيد ، لشكر بسيار بياورد و با ملك يمن جنگ كرد و كيكاووس را برهانيد . " ص 50 . در شاهنامه كهن نيز لشكركشى كيكاووس به يمن ذكر شده است : " ديو در چهره جوانى خوشروى و نيكوكار همراه نوازندگانى بر او درآمد . كيكاووس سرگرم باده‌گسارى بود . ديو در ميان نواختن ساز و آواز سرودش را به ستايش از يمن كشاند . . . اين خوشامدگوييها كيكاووس را برانگيخت و دل او را بلرزانيد و به سوى يمن كشانيد . و بر آن شد كه يمن را به‌دست آورد و پادشاهش را برده خود سازد . " ص 114 . ( * 4 ) - مناطحت : دفع كردن ، مدافعه .