شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
396
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
فرارسد . ( * 52 ) - على الكفّ دين . . . : دست او در مقابل نيزهها وظيفهاى دارد ، در حالى كه مردم روشها و مذاهب ديگرى دارند . تعجب من از كسى است كه عاشق نرمى بستر است در حالى كه در روزگار ، مركب و شمشير و همنشينى هم وجود دارد . ( * 53 ) - كانّ اللّه لم يخلقه . . . : گويى كه خداوند او را نيافريده است مگر براى گسترش عدالت و پراكندن بخششها و پاداشها . ( * 54 ) - متقلنسان : كلاهداران . متقلنس : به ضم اول و فتح دوم ، كلاهدار ، كلاهپوشنده ( دهخدا ) . ( * 55 ) - لكلّ مكان مقال : براى هرجايى سخنى است . به تعبير ديگر " هر سخن جايى و هرنكته مكانى دارد " . ( * 56 ) - مصاهرت : داماد شدن ، شوهر دختر يا خواهر كسى گرديدن ، دامادى ( * 1 / 56 ) - بطاء : البطاء : دير كردن ، پس ماندن ( الرائد ) . ( * 57 ) - تفرّد اللّه بالتّقدير . . . : خداوند در تقدير يگانه است ، در آن ( تقدير ) ستارگان و خورشيد و ماه شركتى ندارند . و خير و شر بر هرچه بخواهد از او جارى مىشوند ، نه چارهانديشى تو را بىنياز مىكند و نه پرهيز كردن . ( * 58 ) - يروم من المعالى . . . : نهايت بلنديها را اراده مىكند و به مقام پست راضى نمىشود . ( * 59 ) - اسعد الرّعاة من سعد . . . : سعادتمندترين حاكمان كسى است كه مردمش بهوسيله او خوشبخت باشند . ( * 60 ) - مسته : طعمهء پرنده شكارى . ( * 61 ) - ( هو الّذى ) يُدَبِّرُ الْأَمْرَ . . . : ( او كسى است كه ) اوامر عالم را از آسمان تا زمين تدبير مىكند . " هو الذى " را نويسنده به اول آيه افزوده است . آيه 5 سوره 32 ( السجده ) . ( * 62 ) - انت لودايع اسرار . . . : تو وديعههاى اسرار بلاغت را همه جا پخش مىكنى و در ميدان عبارت ، گامى و يدى طولى دارى ، و در عبارتپردازى تو ، رايحهء خوشى براى