شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

375

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

( * 40 ) - لا يكون العمران حيث . . . : هنگامى كه پادشاه جور و ستم مىكند عمارت و آبادانى نخواهد بود . ( * 41 ) - ليس تدوم عمارة . . . : آبادانى دوام نمىيابد مگر با عدالت و ميانه‌روى . ( * 42 ) - تيقّظ : بيدار شدن از خواب ، هوشيارى . ( * 43 ) - خوق : حلقهء گوشواره ، خواه زيرين باشد يا برين . ( دهخدا ) . در اينجا حلقه انگشترى موردنظر است . ( * 44 ) - امعان نظر : نگاه كردن با زيركى و فراست ، بدقت نظر كردن . ( * 45 ) - يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ . . . : و خدا به خيانت چشم خلق و انديشه‌هاى نهانى دل‌هاى مردم آگاه است . آيه 19 سوره 40 ( غافر ) . ( * 46 ) - تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ : تو هركه را خواهى ملك و سلطنت بخشى . بخشى از آيه 26 سوره 3 ( آل عمران ) . ( * 47 ) - إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى . . . : همانا انسان از كفر و طغيان بازنمىايستد و سركش و مغرور مىشود چون‌كه به غنا و دارائى ( ناچيز دنيا ) مىرسد . آيه 6 سوره 96 ( العلق ) . ( * 48 ) - أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى : منم خداى بزرگ شما . آيه 24 سوره 79 ( النازعات ) . ( * 49 ) - تعالى اللّه عمّا يقول . . . : در قرآن كريم اين گونه بيان شده است : سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيراً . خداوند از آنچه مىگويند بسيار برتر و منزه‌تر است . آيه 43 سوره 17 ( الاسراء ) . ( * 50 ) - تاريخ بلعمى دليل سركشى جمشيد را فريب او از ابليس دانسته و چنين آورده است : " از عمرش هفتصد سال بگذشت و درين روزگار روزى دردسرش نخاست و دشمن بيرون نيامد و رنجى و غمى نديد . پس روزى تنها به خانه نشسته بود و آگاهى نداشت كه ابليس به روزن فروشد و به‌پيش او بايستاد . جمشيد پرسيد مرا بگوى تو كيستى ؟ گفت : من يكى از فرشتگان آسمانم ، آمده‌ام تا تو را نصيحت كنم . . . تو خداى آسمان و زمينى و تو خويشتن را همىنشناسى و تو به آسمان بودى و اين همه خلق تو آفريدى و به آسمان